2011 ژوئن | ...::: پایگاه فرهنگی،اطلاع رسانی شهرستان نهبندان :::...

«آیا ظهور نزدیک است؟»+لینک سخنرانی

نوشته شده توسط admin در خرداد - ۲۸ - ۱۳۹۰ نظر دهید
ایمان، ولایت‌مداری و خدمت‌گزاری‌مسئولین، نشانه نزدیکی یا تأخیر ظهور است

 حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سومین سخنرانی از سلسله سخنرانی‌های خود در مهدیه تهران با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟»، که جمعه گذشته در مهدیه تهران برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به قواعد ظهور گفت: «ما برای پیش‌بینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قوعدِ ظهور مراجعه کنیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ می‌دهد و آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیش‌بینیِ زمان ظهور، نیازی به غیب گویی و پیش‌گوییِ رمال‌ها و فال‌گیرها نداریم. فقط کسانی خود را محتاج غیب‌گویان و پیش‌گویان می‌بینند که دستشان از قواعد عالم خالی است و اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است.»

به گزارش رجانیوز، چهارمین و آخرین جلسه از سلسله سخنرانی‌های پناهیان با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟»، جمعۀ این هفته ساعت ۶:۳۰ صبح در مهدیه تهران و قبل از قرائت دعای ندبه برگزار خواهد شد. همچنین این مراسم به صورت زنده از پایگاه اینترنتی مهدیه تهران به نشانی www.mahdiehtehran.tv پخش می‌شود.
 
در ادامه قسمت‌هایی از این سخنان را می‌خوانید:
 
از نتایج مهمِ توجه به قواعد ظهور اینست که ما در ظهور حضرت و نزدیک بودن آن نقش داریم 
 
گذشته از حوادث ظهور، قواعد بسیار روشنی برای ظهور حضرت وجود دارد، که این قواعد هم تکلیف ما را روشن می‌کنند و هم می‌توانند نشان دهند که آیا ما به ظهور نزدیک شده‌ایم یا نه.
 
اگر از ناحیۀ «قواعد ظهور» وارد بحث نزدیک بودن ظهور شویم، به نتایج بسیار باورنکردنی و جالبی خواهیم رسید. یکی از آن نتایج اینست که می‌توانیم نقش خودمان را در ظهور حضرت پیدا کنیم. آیا واقعاً ما در ظهور حضرت نقش داریم؟ آیا ما واقعاً در ادامه یافتن و طولانی‌تر شدن غیبت حضرت نقش داریم؟
 
در صورتی‌که ما در ظهور حضرت نقش داشته باشیم، می‌توانیم برای پیش‌بینی کردن زمان ظهور به وضعیت و رفتارهای خودمان نگاه کنیم. به عنوان مثال، یک کُشتی‌گیر را در نظر بگیرید که برای رسیدن به مقام قهرمانی و دریافت مدال، به مسابقات کشتی اعزام می‌شود. این کشتی‌گیر اگر حرفه‌ای باشد، از میزان آمادگی خود و نحوۀ تمرین کردن‌های خود و سایر حریفانش می‌تواند بفهمد که آیا مدال خواهد آورد یا نه. 
 
کسانی محتاج پیش‌گویان هستند که دستشان از قواعد الهی خالی است 
 
ما برای پیش‌بینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قواعدِ ظهور مراجعه کنیم و این قواعد را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ می‌دهد. آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیش‌بینی زمان ظهور، نیازی به غیب‌گویی و پیش‌گویی رمال‌ها و فال‌گیرها نداریم.
 
فقط کسانی خود را محتاج غیب‌گویان و پیش‌گویان می‌بینند که هم دستشان از قواعد عالم خالی است و هم اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است. اینکه اگر کسی به خداوند اتکاء داشته باشد، خداوند او را یاری خواهد کرد، خود یکی از قواعد عالم است. (وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)(طلاق/۳) پس باید ببینیم چقدر اخلاص و چقدر توکل به خدا داریم؟
 
کسی که از قواعد عالم خبر ندارد، دوست دارد برای تنظیم وضعیت خودش، آینده را از این روش‌ها پیش‌بینی نماید. کسی که نمی‌خواهد به این قواعد روشن متمسک شود، به فال‌گیر و غیب‌گو و پیش‌گو متوسل خواهد شد و ما می‌دانیم که توسل به این امور شرعاً حرام است. (از جمله اینکه امیرالمؤمنین فرمودند: الکاهِنُ کالسّاحِرِ، والسّاحِرُ کالکافِرِ ، والکافِرُ فى النَّارِ) (نهج البلاغه/خطبه ۷۹) (همچنین امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی خودش از شیاطین برای غیب‌گویی کمک بگیرد یا به کسی که این کار را می‌کند مراجعه کند، از دین رسول خدا برائت جسته [و کافر شده] است؛ مَنْ تَکَهَّنَ أَوْ تُکُهِّنَ لَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنْ دِینِ مُحَمَّدٍ) (خصال صدوق/۱/۱۹) 
 
آیا ما در نزدیک‌تر شدن ظهور مؤثر هستیم؟
 
رفتار ما، احساس و انگیزۀ ما، ایمان و معرفت ما و حتی دعاها و اضطرار روحی ما، همگی در فرج حضرت مؤثر هستند. پس حداقل به میزانی که خودمان در امر فرج مؤثر هستیم می‌توانیم حدس بزنیم که چقدر ظهور نزدیک است. یعنی ما برای اینکه بفهمیم ظهور نزدیک است یا خیر، می‌توانیم به رفتارها و انگیزه‌های خودمان نگاه کنیم.
 
اگر ما رفتار و عملکرد خوبی داریم، پس ظهور نزدیک است و اگر گناهان ما زیاد است، پس می‌توان گفت ظهور نزدیک نیست و این قابل محاسبه است. مسألۀ ظهور، از روی شانس و اقبال نیست که بگوییم به هیچ چیزی ربط ندارد و خداوند بدون حکمت و محاسبه، این کار را صورت می‌دهد. بعضی افراد هم ممکن است بگویند که به حکمت الهی مربوط است و ما هم از حکمت خداوند بی اطلاع هستیم! در حالی‌که خداوند سنت‌ها و قواعد تغییرناپذیری دارد که آنها را از طریق قرآن و ائمه برای ما بیان کرده است. و حکمت پروردگار هم مطابق همان سنت‌هایی است که اعلام فرموده است.
 
دعا و تضرع ما برای نزدیک‌ شدن ظهور، در امر فرج مؤثر است
 
علاوه بر اینکه رفتار و احساس و ایمان ما در نزدیک شدن ظهور تأثیرگذار است، دعای ما هم در امر فرج مؤثر است. ظهور و خروج حضرت موسی(ع) برای نجات بنی اسرائیل ۱۷۰ سال جلو افتاد، به‌خاطر اینکه بنی‌اسرائیل برای این امر مهم، ۴۰ روز دعا و تضرع کرده و ضجه زدند و ملتمسانه آن را از خداوند خواستند و خدواند بواسطۀ این تضرع و نالۀ آنها ۱۷۰ سال باقی مانده را بر آنها بخشید و به موسی فرمان داد که آنها را نجات دهد. و امام صادق(ع) هم به ما فرموده‌اند: اگر شما نیز همین‌طور برای ظهور حضرت دعا کنید، فرج نزدیک شده و محقق خواهد شد. (فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَکَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ. قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: هَکَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ، لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا)(تفسیرعیاشی/۲/۱۵۴)
 
حال باید ببینیم که ما چقدر برای ظهور حضرت دعا می‌‌کنیم، چقدر اصرار می‌کنیم، چقدر گریه می‌کنیم و چقدر دعای ندبه می‌خوانیم؟ این امور قابل محاسبه هستند و می‌توان با بررسی آنها به نتایج خوبی رسید.
 
رونق محافل امام زمانی(ع) به ویژه دعای ندبه در میان شیعیان، شاخصی برای نزدیک بودن ظهور است
 
دعا برای فرج و به‌ویژه دعای ندبه، نمونه‌ای از رفتارهای ماست که می‌توانیم بر اساس آن، نزدیک بودن ظهور را پیش‌بینی کنیم و حتی فراتر از یک پیش‌بینی، می‌توانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. یعنی اگر به محافل امام زمانی(ع) خودمان و دعا برای ظهور حضرت رونق بدهیم می‌توانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. 
 
همچنان‌که مقام معظم رهبری به جوانان فرمودند: «شما مردم عزیز بخصوص شما جوانان هرچه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیتها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید، این آینده را نزدیک‏تر خواهید کرد. این‏ها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد؛ همچنان که شهداى ما با فدا کردن جانِ خودشان آن روز را نزدیک کردند.» (۲۲/۰۸/۱۳۷۹)
 
خوب است بررسی کنیم و ببینیم، قبل از انقلاب چقدر دعای ندبه در کشور رواج داشته و الآن چقدر رواج دارد؟ معلوم است که الآن بسیار بیشتر است. در دوران دفاع مقدس رونق دعای ندبه مقداری بیشتر شد اما بعد از جنگ اُفت کرد. البته رونق دوران جنگ را نمی‌توان به‌حساب آورد چون در اثر جنگ و اضطرارها و موقعیت‌های خاص آن زمان بود.
 
بعد از گذشت یک دوره‌ سکوت و غفلتِ پس از جنگ، دوباره به تدریج دعای ندبه رونق پیدا کرد و این رونق هم از همین مکان عزیز (مهدیۀ تهران) شروع شد و تدریجاً به کل کشور سرایت کرد و الآن وضعیت خوبی پیدا کرده است به حدی که می‌توان گفت شیعه در طول تاریخ هیچ‌گاه اینقدر دعای ندبه نمی‌خوانده و این می‌تواند یک علامت باشد.
 
اگر اقبال شیعیان به دعا کردن برای ظهور حضرت و به ویژه دعای ندبه، که یکی از شاخص‌های مهم آن است را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که الآن این دعا واقعاً در جامعۀ ما رونق پیدا کرده است. این مسأله هم مانند یک موجِ گذرا نیست که بعد از مدتی افول کند و کم رونق شود، چرا که اگر چنین بود باید بعد از مدتی که دوران تازگی دعای ندبه در جامعه سپری شد، این موج هم افول می‌کرد. ولی ما افولی برای دعای ندبه نمی‌بینیم بلکه برعکس این دعا، رسم زندگی مؤمنانۀ مردم شده است. پس همین‌که افول نکرده است دلیل بر اینست که رونق آن اصیل و ریشه‌دار است. و این می‌تواند یک علامت برای نزدیکی ظهور باشد. 
 
برخی افراد، علاقه و احساسات مردم به امام زمان(ع) را کم ارزش تلقی می‌کنند
 
برخی افراد در گفتگوها و سخنان خود، علاقه و احساسات مردم نسبت به حضرت را کم ارزش تلقی کرده و می‌گویند: «اینها فقط احساسات است و ما باید دنبال معرفت و یا عمل باشیم!» اینها توجه ندارند که فقط کسی به دنبال معرفت و عمل خواهد رفت که نسبت به حضرت ارادت و علاقه داشته باشد. همچنان‌که کسی که حقیقت‌طلب باشد و عشق به حقیقت داشته باشد، به دنبال حقیقت خواهد رفت و الا کسی که دل هرزه داشته باشد، هیچ‌گاه دانشمند و عارف نخواهد شد. این عشق به حقیقت است که انسان را حقیقت‌طلب و حقیقت‌فهم بار می‌آورد.
 
کسی که دلش برای علم و معرفت می‌سوزد و می‌خواهد زمینۀ رونق آن را فراهم کند، باید علاقۀ به حقیقت را افزایش دهد و کسی که دلش برای معرفت به امام زمان(ع) می‌سوزد، باید علاقه و محبت به حضرت را افزایش دهد. 
 
نگوییم اینها همه‌اش احساسات است و باید دنبال عمل برویم و رفتارمان را درست کنیم. رفتار انسان از کجا نشأت می‌گیرد؟ عمل و رفتار انسان در اثر گرایش‌های او درست می‌شود. پس اگر علاقۀ ما به امام زمان(ع) افزایش پیدا کند رفتارهای ما نیز تدریجاً درست خواهد شد. هرچه این علاقه بیشتر شود به همان نسبت، اعمال ما نیز بهبود خواهد یافت. 
 
البته هرچقدر معرفت و رفتارهای ما واقعاً اصلاح شود، حتماً می‌توان تأثیرش را در افزایش محبت ما به حضرت نیز دید. و این رابطه متقابل است. 
 
دعا و گریه‌های ما در فراغ حضرت، هنوز به حد کافی نرسیده است
 
از سوی دیگر، علاقه و احساسات ما نسبت به حضرت هنوز آنچنان که باید باشد نیست، چرا که الآن بدون حضرت خیلی راحت داریم زندگی می‌کنیم و کمبودی هم احساس نمی‌کنیم! آیا ما می‌توانیم راجع به حضرت بگوییم: «بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی‌شود»؟
 
البته اینکه موج اصیل توجه به حضرت در جامعه افزایش پیدا کرده است جای تقدیر دارد، ولی باید گفت این توجه و علاقه و احساسات نسبت به حضرت، اصلاً کافی نیست. این عشق و ارادتی که الآن در جامعۀ ما و بین جوانان ما نسبت به حضرت موجود است بسیار قابل تقدیر است و نسبت به گذشته هم افزایش پیدا کرده است اما هنوز کم است. علاقه‌مندان به حضرت باید علاقه و محبت خود به حضرت را به شدت افزایش دهند. 
 
اگر واقعاً عشق و ارادت ما به حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید امر فرج را به تأخیر بیندازد؟ اگر واقعاً دعای مضطرانۀ ما برای ظهور حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید به این دل‌های مشتاق، پاسخ ندهد؟ 
 
از امام صادق(ع) نقل شده است که آنقدر برای مهدی نازنینشان اشک ریختند و مناجات کردند که اطرافیان حضرت متعجب ‌شدند و ‌پرسیدند: «در فراغ چه کسی این‌گونه گریه می‌کنید؟!» با وجود اینکه ایشان خودشان امام بودند و هنوز حضرت صاحب الزمان(ع) به دنیا نیامده بودند، اینقدر برای ایشان گریه می‌کردند و امام زمان را با لفظ «سیدی» خطاب قرار می‌دادند و می‌فرمودند: «سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی وَ أَسَرَتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی»(غیبت طوسی/۱۶۷)
 
چگونه محبت به امام زمان(ع) را افزایش دهیم؟ 
 
ما می‌توانیم از روی قواعد، در مورد زمان ظهور نظر بدهیم. یکی از این قواعد اینست که رفتار و احساسات ما در زمان ظهور تأثیر گذار است و لذا بر اساس آن می‌توان در مورد زمان ظهور اظهار نظر کرد. اگر احساسات و علاقۀ به حضرت اوج بگیرد می‌توان گفت ظهور نزدیک است. 
 
باید بر دست کسانی که محبت مردم به امام زمان(ع) را در جامعه افزایش می‌دهند، بوسه زد. هنرمندان، شاعران، ذاکران، عالمان، عارفان و موعظه‌گرانی که در این مسیر قدم بر می‌دارند، بسیار قابل تقدیرند. 
 
یکی از راه‌های افزایش محبت به امام زمان(ع) اینست که مطالعات خود را نسبت به امامت افزایش دهیم و مفهوم امامت را در قلب خود تثبیت کنیم. باید معارف ولایی خود را تفصیل دهیم و با ویژگی‌ها و مشخصات امام کاملاً آشنا شویم. همین معرفت سبب افزایش محبت در قلب ما خواهد شد.
 
یکی از منابع بسیار خوب برای کسب معارف اهل بیت(ع) زیارت جامعۀ کبیره است. باید صدها بار دربارۀ مفاهیم و مضامین عالی زیارت جامعه تفکر کرد. مطالعۀ متن زیارت جامعه، به همراه مطالعۀ شرح‌هایی که بر آن نگاشته شده است، در بالابردن معرفت ما نسبت به مقام امامت و ولایت، بسیار مؤثر و مفید خواهد بود و بعد از کسب این معارف، اشک‌های ما عیار بالاتری خواهد داشت. 
 
ویژگی خاص محبت به امام زمان(ع) نسبت به سایر ائمه(ع)
 
ما اگرچه بین امامان خود تفاوتی قائل نیستیم اما محبت ما به امام زمان(ع) نسبت به سایر اهل بیت(ع) یک برتری نسبی دارد. به عنوان مثال اگر ما به امام حسین(ع) محبت داشته باشیم و برای ایشان گریه کنیم، خیلی هنر نکرده‌ایم. چرا که اباعبدالله(ع) آنقدر مصیبت دیده‌اند که هر یک از آن مصائب کافی است تا دل هر انسانی را به آتش بکشد و متأثر نماید.
 
آنقدر خاطرات و داستان‌های جگرسوز از امام حسین(ع) برای ما نقل شده‌است که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد و اشک او را جاری می‌سازد. تا جایی‌که حتی غیرشیعیان و غیرمسلمانان نیز نسبت به ایشان ابراز محبت می‌کنند، کتاب می‌نویسند و در مصائب ایشان اشک می‌ریزند. لذا همه می‌توانند نسبت به امام حسین(ع) ارادت داشته باشند، اما هر کسی نمی‌تواند به امام زمان(ع) ارادت پیدا کند.
 
هیچ خاطره و داستانی از مولایمان امام زمان(ع) برای ما نقل نشده است ولی با این حال محبت فزایندۀ ایشان در قلوب مؤمنین قابل وصف نیست و عشق جانگذاز ایشان در قلوب شیعیان روز و شب زبانه می‌کشد. این محبت زائد الوصف، ناشی از معرفت به عمق معنای ولایت و امامت است و بنابراین یک محبت و عشق اصیل و ریشه‌دار به‌حساب می‌آید.
 
«احساسات» و «عملکرد» ما در نزدیک‌تر شدن یا به تأخیر افتادن فرج مؤثر است
 
یکی از مشخصات وضعیت ما که نشان‌دهندۀ ظهور است، احساسات و عشق ما نسبت به حضرت است. همین احساسات اوج گرفته، که بسیار ارزشمند و پُربها است دلیل بر نزدیک بودن ظهور است و اگر بخواهیم ظهور نزدیک‌تر شود، باید این احساسات را افزایش دهیم. 
 
حضرت امام(ره) فرموده‌اند: «این قلبهایى که قبل از انقلاب توجه به دنیا داشت، توجه به آمال دنیوى داشت و کمتر توجه داشت به غیب، و از غیب کمتر جلوه‏اى در او حاصل مى‏شد، ما امروز مى‏بینیم که این جلوه‏ها حاصل شده است، و این شوق و شعفها به لقاء اللَّه براى آنها حاصل شده است، و دست عنایت خداى تبارک و تعالى به سر این ملت کشیده شده است، و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکى از علائم ظهور بقیة اللَّه- ارواحنا فداه- است»(صحیفۀ نور/۱۶/۱۲۹)
 
غیر از احساسات و عشق به حضرت، عامل دیگری که می‌تواند در امر فرج مؤثر باشد، عملکرد و رفتارهای ماست. بر اساس روایتی از امام زمان(ع) که قبلاً بیان شد، گناهان ما ظهور را به تأخیر می‌اندازد. (فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ؛ چیزی ما را از شیعیان خود محبوس نمی‌کند مگر آن‌ چیزهایی که از شیعیان ما به ما می‌رسد(گناهان) و ما کراهت داریم و آن را نمی‌پسندیم) (احتجاج‌طبرسی/۲/۴۹۸)
 
بعضی‌ها خودشان را در عالم مؤثر نمی‌دانند و اصلاً خود را آدم حساب نمی‌کنند
 
اساساً در مورد جایگاه انسان در عالم دو نگاه در میان مردم وجود دارد: بعضی‌ها خودشان را در عالم مؤثر نمی‌دانند و به تعبیر دیگر خودشان را آدم حساب نمی‌کنند. این قبیل افراد نگاهی خودخواهانه، محدود و ناامید کننده‌ای به حیات دارند. ولی بعضی‌ها خودشان را در عالم مؤثر می‌بینند و به همین خاطر در تمام شئون زندگی خود این اصل را در نظر می‌گیرند. مثلاً می‌دانند حجابشان در خیابان، و یا کسب حلالشان در شغل و حرفه‌ای که دارند، در نزدیک‌تر شدن ظهور مؤثر است. 
 
کسی که خودش را آدم حساب نمی‌کند، طبیعتاً برای فرج هم دعا نمی‌کند و اگر هم دعا کند خیلی جدّی دعا نمی‌کند. می‌گوید: «مگر من می‌توانم فرج آقا را جلو بیندازم!» اصلاً باور نمی‌کند که این دعای او در عالم تأثیر دارد. این‌گونه افراد، معمولاً به همین دلیل، برای دیگران هم دعا نمی‌کنند. 
 
وقتی خداوند به ما دستور داده است که برای تعجیل در فرج دعا کنیم، به تعبیری از ما پرسیده است که: «نظر شما دربارۀ ظهور چیست؟» در زمان انتخابات، همۀ ما دیده‌ایم که چه تبلیغاتی صورت می‌گیرد برای اینکه به مردم گفته شود: حتی یک رأی شما هم مؤثر است و هر کس به اندازۀ خودش تأثیرگذار خواهد بود. رأی و نظر تک تک ما در مورد ظهور بسیار تعیین‌کننده است. بچه شیعه، خودش می‌فهمد که وجودش چقدر در عالم مؤثر است و این فرمایش پروردگار را در مورد خودش محقق می‌داند که: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنىِ ءَادَمَ؛ و ما فرزندان آدم را بسیار گرامى داشتیم»(اسراء/۷۰) 
 
خداوند بر اساس همین مؤثر بودن ما در عالم، خیلی از امور معنوی را برای ما ضابطه‌مند قرار داده است. مثلاً وقتی به اباعبدالله(ع) و به طور کلی ائمۀ معصومین(ع) از راه دور سلام می‌دهیم به‌دلیل اینست که می‌دانیم ایشان سلام ما را می‌شنوند و جواب سلام ما را می‌دهند. رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس از هرجای زمین به من سلام دهد، به من می‌رسد(قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَلَّمَ عَلَیَّ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَرْضِ أُبْلِغْتُهُ)(امالی طوسی/۱۶۷)(در زیارت تعلیم شده توسط امام صادق(ع) آمده است: و أَشْهَدُ یَا مَوَالِیَّ أَنَّکُمْ تَسْمَعُونَ کَلَامِی وَ تَرَوْنَ مَقَامِی وَ تَعْرِفُونَ مَکَانِی وَ تَرُدُّونَ سَلَامِی)(بحار/۹۷/۳۴۵) 
 
به عملکرد مسئولین نگاه کنیم، و تشخیص دهیم که آیا ظهور نزدیک است یا خیر 
 
بر اساس یکی از قواعد و سنن الهی که ما را در عالم مؤثر قرار داده است، می‌توانیم نزدیک بودن ظهور را از روی رفتارهای خودمان، محاسبه و پیش‌بینی کنیم. مثلاً عملکرد مسئولین مملکتی را مشاهده کنیم، هرچقدر صادقانه‌تر و مخلصانه‌تر بود به همان میزان، ظهور نزدیک است. ولی هرچه از صداقت و ایمان و ولایت‌مداری و خدمت‌گذاری دورتر بود، ظهور با تأخیر خواهد بود. 

به گزارش روابط عمومی اداره تبلیغات اسلامی نهبندان عصر امروزحضرت آیت الله سیداحمد خاتمی امام جمعه موقت تهران وعضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با مردم غیور وشهید پرور نهبندان دیدار نمود.

در این مراسم که از کلیه اقشار مردم-روستائیان-عشایر-کسبه-روحانیت-مسئولان اداری شهرستان واستان حضور داشتند حضرت آیت الله خاتمی ضمن تبریک این ایام و مخصوصاً میلاد باسعادت حضرت جوادالائمه به جایگاه والا آن امام همام اشاره نمود و فرمود: طبق روایات رسیده از معصومین امام جواد مولود بابرکت در میان اهل بیت بودند.

امام جمعه موقت تهران در ادامه به چرایی این برکت اشاره نمود وگفتند: یکی از فرقه هایی که در زمان ائمه اطهار منحرف گشتند فرقه واقفیه بود که این فرقه با ایستادن در برابر امام زمان خودش وسوءاستفاده از جایگاه خود انحراف بزرگی در جامعه به وجود آوردند ومردم بی بصیرت به دنبال آنها افتادند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه افزودند: سران فرقه واقفیه با ایجاد فتنه از درون مردم ولایتمدار به تخریب جایگاه ولایت در اعتقاد مردم زمان خود پرداختند که ضد انقلاب ومخالفان ولایت فقیه در این زمان همان بازماندگان خط فکری انحرافی واقفیه هستند. ایشان خطر این افراد را از خطر دشمنان خارجی بیشتر دانست ومردم را به توجه بیشتر به ولایت فقیه وپشتیبانی کامل از رهبری انقلاب ترغیب نمود.

عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری وجود امام جواد(ع) را در آن زمان ضربه محکی بر این فرقه انحرافی دانسته و گفتند: با تولد امام جواد (ع) تمام فتنه فرقه انحرافی واقفیه نقش بر آب شده و آنها نتوانستند به اهداف شوم خود در انحراف خط ولایت برسند.

آیت الله خاتمی مردم نهبندان را مردمی مومن -انقلابی و ولایتمدار دانسته و به ارواح مطهر شهدای این منطقه درود فرستاد و روح شهدا را ناظر بر اعمال همگان  دانست.

در سالروز میلاد باسعادت امام جوادالائمه(ع) حضرت آیت الله خاتمی امام جمعه موقت تهران وعضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم وعضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با مردم شهید پرور نهبندان در حسینیه سیدالشهداء دیدار نموده وبه بیان سخنرانی پرداخت. اخبار سخنان ارزشمند ایشان به زودی منتشر میگردد.

 گزارش تصویری از برگزاری این جلسه

 

عکاس: محمد رضا مالداری

 

 

در دکترین مقام معظم رهبری دایره خودی به وسعت آحاد ملت فراخ‏ و گسترده است و تنها کسانی که به جای مبانی اعتقادی ملت و منافع ملی، دل در گرو دشمن دارند در دایره غیر خودی می‏گنجند…
 

 
غیرخودی‌ها را بیش‌تر بشناسیم

 
۱٫کسانی که محیط کشور را متشنج می‌کنند
 
- اگر نتواند تشنج عملى هم به‌وجود آورد، محیط تشنج فکرى و ذهنى و بحران‌سازى مصنوعى می‌کند. این دست‌ها، دست‌هاى خدومى نیستند؛ دست‌هاى خودی‌ها نیستند؛ دست‌هاى بیگانه و دست‌هاى خائن‌اند.[۱]
 
- چیزهایى که حاکى از حضور و پیوند مردم با دستگاه‌ها و با دولت و با نظام است، سعى مى‌کنند این‌ها را کم رنگ کنند؛ خودی‌ها مبادا این کار را بکنند؛ قلم‌ها مبادا این کار را بکنند؛ مبادا حرف‌هایى را منعکس کنند که به دروغ نشانه‌ى دل سردى باشد، تا شاید آن دل سردى روى کسى که این مطالب را مى‌خواند، تأثیر بگذارد و او را هم دل سرد بکند؛ این کارها به سود دشمن است.[۲]
 
۲٫ ایستادن در کنار سر دهندگان شعار «دین منهای حکومت»
 
- عده‌ای اسم اسلام را مى‌خواهند و اسم اسلام را دوست مى‌دارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نیستند؛ اما مطلقاً اعتقادى به فقه اسلامى، به احکام اسلامى و به حاکمیت اسلامى ندارند. معتقد به همان روش‌هاى فردى‌اند.
 
- این‌ها دم از اصلاح مى‌زنند؛ گاهى دم از اسلام هم مى‌زنند؛ اما در کنار کسانى قرار مى‌گیرند که صریحاً علیه اسلام شعار مى‌دهند و با آن‌ها اظهار همبستگى مى‌کنند! گاهى دم از اسلام مى‌زنند، اما در کنار کسانى قرار مى‌گیرند که شعار ضدّیت با حکومت اسلامى، شعار سکولاریزم و حکومت منهاى دین و حکومت غیردینى و حکومت ضدّ دینى و لاییسم را مى‌دهند! پیداست که این‌ها نفوذی‌اند.[۳]
 
۳٫ کسانی که حرف غیرخودی‌ها را تکرار می‌کنند
 
- ما بیاییم با کسانى که نظام را قبول ندارند و عازم بر معارضه‌ى با نظام‌اند، روزبه‌روز مرزهاى خود را کم رنگ کنیم و دایماً با خودی‌ها به جان هم بیفتیم! این درست نیست.
 
- معناى غیر خودى این نیست که او نباید در این کشور زندگى کند؛ نه. غیر خودى هم زندگى کند؛ منتها معلوم شود که او با نظام میانه‌اى ندارد؛ براى این‌که او در مواردى منشأ اثر خواهد بود. مرز حفظ شود، حرف او تکرار نشود، کار او مورد تأیید قرار نگیرد. این اساس قضیه است.[۴]
 
۴٫غریبه‌ها در لباس خودی
 
«شعارهاى انقلاب را که پرچم‌هاى راهنما در راه اعتلا و سربلندى و آبادانى این کشور است، گرامى بدارید و با همه‌ى وجود از آن دفاع کنید و سهل انگارى نسبت به آن را از بیگانگانى که احیاناً به لباس خودى در مى‌آیند و با زبان خودى سخن مى‌گویند، تحمل نکنید.»[۵]
 
صفات غیرخودی‌ها
 
۱٫خیانت ملی
 
·  تخریب‌کنندگان دولت قانونی
 
«رمز موفقیت دولت و قوه‌ى قضاییه و مقننه، در پشتیبانى قاطبه‌ى ملت از آن‌هاست. هر حرکت و گفتارى که روح اعتماد مردم به این قوا و کارگزاران آن را متزلزل و در این پشتیبانى، اندک خللى وارد سازد، حرام شرعى و خیانت ملى است.»[۶]
 
· فاسدان مالی و اداری
 
«از جمله‌ى شاخص‌ها، مسأله‌ى «مبارزه‌ى با فساد» است؛ فساد ادارى و مالى، جزو بدترین عوارض است. این، از همان مواردى است که مراکز بین‌المللى تأیید کرده‌اند که در این یک سال و نیم اخیر، رتبه‌ى کشور در مبارزه‌ى با فساد بالا آمده است و در این زمینه پیشرفت‌هایى وجود داشته است البته ما به این قانع نیستیم. بایستى فساد ادارى و مالى و خیانت در امانت‌هاى ملى در کشور ریشه‌کن شود.»[۷]
 
· مرعوبین استکبار
 

مقام معظم رهبری: «این‌ها دم از اصلاح مى‌زنند؛ گاهى دم از اسلام هم مى‌زنند؛ اما در کنار کسانى قرار مى‌گیرند که صریحاً علیه اسلام شعار مى‌دهند و با آن‌ها اظهار همبستگى مى‌کنند»!

 
«مى‌خواهند با مطرح کردن نام جنگ و تهدید به جنگ، ملت و در درجه‌ى اول مسؤولان را مرعوب و وادار کنند که در مقابل آن‌ها تسلیم شوند؛ منافع آن‌ها را تأمین نمایند و به ملت خود خیانت کنند. این را بدانند که در میان مسؤولان کشور و در قواى سه‌گانه، هیچ کس نمى‌تواند اندک انگیزه‌اى داشته باشد براى این‌که ملت ایران و مصالح او را تسلیم دشمن بیگانه کند. اگر کسى در جهت تسلیم منافع ملى و ملت ایران به دشمن حرکت کند، ملت او را با نهایت بى‌رحمى کنار خواهد زد.»[۸]
 
· کسانی که قصد مذاکره با سلطه‌گران دارند
 
- این که بعضى بردارند طبق میل دل کارشناسان سیاى آمریکا، دم از نزدیکى و مذاکره و ارتباط بزنند و فضا را عادّى سازى کنند، این بزرگ‌ترین توهین و خیانت به این مردم است.
 
- اگر قرار است سخن از رفع دشمنىِ دشمنان سوگند خورده بر زبان آورد، باید آن روزى باشد که این کشور از لحاظ اقتصادى پایه‏هاى خودش را مستحکم کرده باشد؛ محرومیت‌ها را رفع کرده باشد؛ این نسبت بی‌کارى را از بین برده باشد؛ آینده‌ی جوان‌ها را روشن کرده باشد؛ جوان تحصیل‏کرده و فارغ‏التحصیل دغدغه‌ی معاش و دغدغه‌ی کار نداشته باشد؛ از لحاظ مسایل فرهنگى این کشور بتواند هنرمندانى تربیت کند که بر طبق منافع و مصالح ملى، سینماى کشور را اداره کنند؛ هنر کشور را اداره کنند؛ مطبوعات کشور را اداره کنند. اگر این ‏طور شد، آن ‏وقت نوبت این خواهد رسید که براى رفع دشمنى فکر کنیم؛ والّا در غیر آن صورت، هرگونه نزدیک شدن به دشمن، هرگونه نرمش نشان دادن در مقابل دشمن، تیز کردن آتش دشمنى وستمگرى دشمن است.[۹]
 
· القای ناامیدی به جوانان در خصوص آینده
 
«اگر کسى دستگاه‌هاى مسؤول در کشور را با دروغ، با بیان مطالب خلاف و یا بیان نکردن بخش‌هاى مهمّى از حقیقت، طورى معرفى کند که براى جوانى که در دانشگاه درس مى‏خواند، براى جوانى که در کارگاه کار مى‏کند، اصلاً امید و نشاطى به آینده باقى نماند – بگوید آقا، چه فایده دارد ما کار کنیم – این خیانت نیست؟!»[۱۰]
 
۲٫ یارگیری دشمن
همیشه این طور نیست که خودی‌ها به خاطر ضعف‌های درونی به سمت دشمن و مطابق میل دشمن عمل کنند. گاهی اوقات دشمن مترصد یارگیری است. دشمن برای افراد خاصی برنامه‌ریزی می‌کند و آن‌ها را یار خود می‌پندارد. از آن جمله‌اند:
 
· کسانی که خلاف مصلحت امت اسلامی موضع می‌گیرند
 
«دشمن صهیونیستى در مقابل یک میلیارد و نیم مسلمان عددى نیست و به حساب نمى‌آید. اختلاف در دنیاى اسلام – این ضعفى که در درون دنیاى اسلام است – موجب می‌شود که دشمن ضعیف بتواند راه خود را پیدا کند، یارگیرى کند، از بین برادران مسلمان دشمن براى خود یارگیرى کند.»[۱۱]
 
· خودی‌های غافل
 
- چشم امید دشمن به کسانى است که در داخل هستند؛ منتها براى یارگیرى و سربازگیرى، دشمن روش‌هاى گوناگونى دارد.
 
- این‌طور نیست که همه‌ى کسانى‌که به دشمن کمک مى‌کنند، کسانى باشند که دشمن را شناخته‌اند و نقشه‌ى کلى و مهندسى کلان او را نسبت به نظام دانسته‌اند و عالماً و عامداً به او کمک مى‌کنند؛ نه، عده‌اى هم هستند که اگر به آن‌ها گفته شود شما دارید به دشمن کمک مى‌کنید، حاضراند یقه‌ى خودشان و شما را بگیرند و پاره کنند و بگویند این حرف‌ها چیست! این‌ها واقعاً هم با دشمن مخالف و بدند. اگر شما مهندسى کلى و کلان نظام را در نظر داشته باشید، از این پرهیز خواهد شد.
 
- هر کس متوجه و مراقب خود و رفتارش باشد، از این‌که نادانسته و ناخواسته کمک دشمن باشد، پرهیز خواهد کرد.[۱۲]
 
۳٫ دنبال‌کنندگان انشقاق
 
«انشعاب و انشقاق و دو دسته شدن خطرناک است؛ یکى به خاطر یک فکرى از مجموعه‏اى جدا بشود، باز یکى دیگر از آن طرف به خاطر یک فکر دیگر جدا بشود؛ در حالى که این فکرها ممکن است درست هم باشد، اما آن قدر اهمیت نداشته باشد که انسان این یک‌پارچگى را به خاطر آن به هم بزند.»[۱۳]
 
۴٫مدیریت ناسالم
 
«وقتى امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب(علیه‌السلام) در رأس حکومت قرار می‌گیرد، تمام شاخه‌هاى مدیریت در جامعه، به طرف صلاح حرکت مى‌کند؛ به‌طورى که اگر یک گوشه از مجموعه‌ى این دستگاه مدیریت، ناسالم و ناپاک و غیرمنطبق با معیارها باشد، براى قطع و قلع و قمع آن، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) جنگ چندین ماهه را بر خودش هموار مى‌کند. یعنى مجموعه‌ى دستگاه مدیریت کشور، باید علوى باشد.» [۱۴]
 
۵٫ نخبگان خطاکار
 
· چرا نخبگان خطاکار می‌شوند؟
 
«این‌که کسانى از ممشا و روش قبلى خودشان برگردند، چیزى نیست که خیلى غریب و بى‌سابقه باشد؛ بالاخره انسان در معرض تغییرهاى گوناگونى است و عواملى هم گاهى این تغییر را زمینه‌سازى مى‌کنند و یا سرعت مى‌بخشند: منافع دنیوى هست، منافع شخصى هست، حبّ و بغض‌ها هست. این کسانى که از راه درست منحرف مى‌شوند، اگر فرض کنیم که این افراد واقعاً از آن طریق مستقیم انقلاب و معارف انقلاب و بیّنات انقلاب انحراف پیدا کرده باشند، عواملش غالباً همین چیزهاست. البته کج‌فهمی‌ها هست، مواجه شدن با برخى از نابسامانی‌ها هست؛ همه‌ى این‌ها عواملى است که تأثیر مى‌گذارد.»[۱۵]
 
· هزینه‌ی خطای نخبگان بیش‌تر از مردم است
 

مقام معظم رهبری: «انشعاب و انشقاق و دو دسته شدن خطرناک است؛ یکى به خاطر یک فکرى از مجموعه‏اى جدا بشود، باز یکى دیگر از آن طرف به خاطر یک فکر دیگر جدا بشود؛ در حالى که این فکرها ممکن است درست هم باشد، اما آن قدر اهمیت نداشته باشد که انسان این یک‌پارچگى را به خاطر آن به هم بزند».

 
«نخبگان که حالا انتظار هست که کم‌تر خطا کنند، گاهى خطاهایشان اگر کماً هم بیش‌تر نباشد، کیفاً بیش‌تر از خطاهاى عامه‌ى مردم است – بر اثر بى‌بصیرتى است؛ خیلى‌هایش، نمی‌گوییم همه‌اش.»[۱۶]
 
· چگونه نخبگان آگاه شوند؟
 
«آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار می‌کند، به مجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهت‌گیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه می‌شود.»[۱۷]
 
۶٫ فضای سوءِظن
 
· اهمیت اخلاق از عمل بیش‌تر است
 
«به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیش‌تر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با این‌که فضاى جامعه را فضاى سوءِظن و فضاى بدگمانى قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم.»[۱۸]
 
·  رسانه‌ها به فضای سوءِظن دامن نزنند
 
«مجادلات سیاسى براى کشور زیان بار است. نه فقط امروز که دشمن ما را تهدید مى‌کند، بلکه همیشه مضر است؛ براى سازندگى و راه انداختن چرخ‌هاى اقتصادى مضر است. اگر بعضی‌ها هر روزى به نحوى مسأله‌ى جدیدى درست کنند و افکار عمومى را متوجه به یک مسأله‌ى موهوم کنند، این‌ها به ضرر کشور است.»[۱۹]
 
۷٫ فتنه‌سازی
 
«دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحت‌اند؛ فضاى شفاف را برنمی‌تابند؛ فضاى غبارآلود را می‌خواهند. در فضاى غبارآلود است که می‌توانند به مقاصد خودشان نزدیک شوند و به حرکت ملت ایران ضربه بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنایش این است که یک عده‌اى بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضاى غبارآلود، دشمنِ صریح بتواند چهره‌ى خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند.»[۲۰]
 
۸٫ سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی
 
- این سیاسی‏بازى‏ها و سیاسى‏کارى‏هاى متعارف نیست؛ این‌ها خلاف عقل است.
 
-  عقل آن چیزى است که راه عبادت خدا را هموار می‌کند.
 
- شاخصش براى ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خداییم یا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف می‌زنم یا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف می‌زنم؟ براى خاطر خداست یا براى خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟[۲۱]
 
۹٫ برخورد غیرفکری با یک فکر غلط
 
«یکى از چیزهایى که به پا گرفتن فکر غلط کمک مى‏کند، برخورد غیرفکرى با آن است. بعضی‌ها خوششان مى‏آید که یک حرف بى‏ربط مهملى بزنند، بعد به‏جاى این‏که یک نفر بلند شود، در مقابلشان بایستد و بگوید این حرف شما به این دلایل، باطل است، یک نفر بلند شود و فحششان بدهد! از خدا مى‏خواهند! چون تکلّف استدلال، از روى دوششان برداشته مى‏شود و راحت مى‏شوند؛ در موضع مظلومیت و حق به‏جانبى مى‏گویند بله، نمى‏گذارند ما حرف بزنیم! حالا هم مى‏بینید که بعضی‌ها حرف مهملى را مى‏زنند، هیچ کس هم در مقابل، هیچ چیز نمى‏گوید، ولى فوراً داد مى‏زنند که آقا، نمى‏گذارند ما حرف بزنیم! نه آقا، کى نمى‏گذارد؟ حرفت را بزن؛ کسى که جلوى حرف را نگرفته است.»[۲۲]
 
نتیجه‌گیری
 
سال‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم، آبستن حوادث فتنه‌گون بسیاری است. فتنه طراحی شده‌ای از سوی دشمن که ملت ایران در سال ۸۸ با موفقیت از آن عبور کرد و فتنه‌ی سختی که علما و بزرگان خبر از آن می‌دهند و ممکن است فتنه‌های عظیم بسیار دیگری در پی داشته باشد!
 
به طور قطع بالا بردن بصیرت در شناخت سره از ناسره و بصیرت‌پراکنی در این شرایط، از جمله وظایف شیعیان است. باید توجه داشته باشیم که برای این‌که همواره گوش به فرمان ولی فقیه زمانه باشیم، نیاز داریم تا در فرمایشات ایشان تأمل کنیم و راه مستقیم را از راه انحرافی بازشناسیم.
 
یکی از بزرگ‌ترین ضرباتی که در طول تاریخ به شیعیان خورده است، به دلیل افراط و تفریط در دفاع از ولایت بوده است؛ در حالی‌که دفاع واقعی از ولایت یعنی همگام، همراه و گوش به فرمان ولایت بودن در تمامی لحظه‌ها؛ اگر زمانی مانند دوران امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) دستور صلح صادر شد، بدون کوچک‌ترین شکی آن را بپذیریم و اگر زمانی مانند دوران امام حسین(علیه‌السلام) دستور جهاد و جانبازی داده شد، با آغوشی باز از آن استقبال کنیم.
 
در شرایط کنونی هم باید همواره توجه داشته باشیم که اگر ولی فقیه زمانه، دستور به سکوت دادند ولو این‌که انحرافاتی در برخی جریان‌ها حس کنیم، فرمان او را بپذیریم و اگر روزی دستور تبیین حقیقت دادند، تمام تلاش خود را برای پیروی از ایشان به کار گیریم.
 
اما تبیین حقیقت در شرایط غبارآلود فتنه، به سادگی امکان‌پذیر نیست. باید معیارها و شاخص‌های ولایت تا عمق جانمان نفوذ کرده باشد و بدون ذره‌ای حب و بغض شخصی نسبت به انسان‌ها و گروه‌های دیگر بررسی لازم را انجام دهیم. شاخص‌های خودی و غیرخودی در کنار صفات آنان، همواره باید در خاطرمان باشد. بدانیم کسانی که اصل نظام را پذیرفته‌اند (ولو با وجود اشتباهات) خودی هستند. به خاطر داشته باشیم که «وحدت» مهم‌ترین نیاز کشور است و کسانی که چه با اعمال خود و چه با رسانه‌های خود به فضای سوءِظن و اختلافات دامن می‌زنند، خودی نیستند. بدانیم که اگر کسی حرف بیهوده‌ای زد، راه برخورد با آن «نقد» است و «ارایه‌ی برهان» و نه هتاکی و فحاشی و یا حتی موضع‌گیری سخت! زیرا کسی که حرف بیهوده زده، بار «تکلف استدلال» از روی دوشش برداشته می‌شود و مظلوم‌نمایی می‌کند.
 
مراقب کسانی باشیم که به خاطر «سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی» خود طرف‌دار ولایت فقیه شده‌اند. هم‌چنین بدانیم که دفاع ما از ولایت اگر با بصیرت و هوشمندی همراه نباشد، ممکن است به ضرر ولی فقیه تمام شود؛ پس بصیرت، بصیرت، بصیرت…(*)

 


[۱]- بیانات در خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر، ۱۸/۱۰/۱۳۷۸
 
[۲]- سخنرانى در دیدار با فضلا، طلاب و اقشار مختلف مردم قم، به مناسبت سالگرد قیام نوزدهم دی‌ماه، ۱۹/۱۰/۱۳۷۰
 
[۳]- بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۲۳/۰۲/۱۳۷۹
 
[۴]- بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان، ۱۵/۰۶/۱۳۸۰
 
[۵]- پیام به مناسبت گردهمایى مسؤولان انجمن‌هاى اسلامى دانشگاه‌ها، ۱۰/۰۵/۱۳۷۷
 
[۶]- پیام به نمایندگان مجلس شوراى اسلامى و مردم ایران درباره‌ى حفظ وحدت و یک‌پارچگى، حمایت از دولت، جایگاه مجلس شوراى اسلامى و دفاع از اصل ولایت فقیه، ۱۸/۱۰/۱۳۶۸
 
[۷]- دیدار با مردم گرمسار، ۲۱/۸/۱۳۸۵
 
[۸]- بیانات در چهاردهمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران حضرت امام خمینى(ره)، ۱۴/۰۳/۱۳۸۲
 
[۱۱]- بیانات در سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین(علیه‌السلام)،  ۱۳۸۸/۰۴/۱۵
 
[۱۲]- بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، ۰۸/۰۳/۱۳۸۴
 
[۱۳]- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار هزاران نفر از اعضاى بسیج دانش‌جویى دانشگاه‌هاى سراسر کشور، ۳۱/۲/۱۳۸۶
 
[۱۴]- سخنرانى در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، به مناسبت عید سعید غدیر، ۲۰/۴/۱۳۶۹
 
[۱۵]- بیانات در جلسه‌ى پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانش‌جویی، ۴/۱۲/۱۳۷۷
 
[۱۶]- بیانات در دیدار با اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر، ۱۸/۵/۱۳۸۸
 
[۱۷]- بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون، ۲۲/۹/۱۳۸۸
 
[۱۸]- خطبه‌هاى نماز عید سعید فطر، ۲۹/۶/۱۳۸۸
 
[۱۹]- بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران، ۱۶/۱/۱۳۸۱
 
[۲۰]- دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامی، ۲۹/۱۰/۱۳۸۸
 
[۲۱]- بیانات در سالروز عید سعید مبعث، ۲۹/۴/۱۳۸۸
 
[۲۲]- بیانات مقام معظم رهبرى‏ در دیدار شرکت کنندگان در همایش آسیب‏شناسى انقلاب‏، ۱۵/۱۲/۱۳۷۷

 

*تهیه و تنظیم: قاسم صفایی‌نژاد/ به نقل از برهان/

!!!!!!!!!!……سینمای ایران یا

نوشته شده توسط admin در خرداد - ۱۹ - ۱۳۹۰ نظر دهید

با عرض معذرت این چهره سینمای ایران است نه هالیوود

متاسفانه علی رغم تاکیدات علما، مسئولان و همچنین مردم بر موضوع مبارزه با بد حجابی در جامعه، شاهد زننده ترین نوع پوشش در مراسم “فرش قرمز” فیلم های ایرانی هستیم.

به گزارش مشرق به نقل از عصر امروز، چند سالی است که در پایتخت مراسمی با نام “فرش قرمز” برای اهالی سینما برگزار می شود؛ این مراسم بدون توجه به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی از الگوهای غربی چون فرش قرمز جشنواره اسکار، جشنواره کن و . . . گرفته شده است. 
 
 طراحی این مراسم به گونه ای است که بازیگران و دست اندرکاران به عنوان “الگو” از روی فرش قرمز و دالانی که مردم برای آن ها باز می کنند عبور و از مقابل دیدگان تماشاگران به سالن اصلی مراسم می روند. 

نکته قابل تأمل اینجاست که در این مراسم اهالی سینما مانند همتاهای غربی شان با انواع و اقسام آرایش ها و مدها حضور پیدا می کنند و مراسم را به “شو من” ، “شو لباس” و شو آرایش” تبدیل می کنند. 

متاسفانه علی رغم تاکیدات مراجع تقلید، علما، مسئولان و همچنین مردم بر موضوع مبارزه با بد حجابی در جامعه، شاهد زننده ترین نوع پوشش در این مراسم به اصطلاح فرهنگی هستیم. 

باید توجه داشت که اگر بازیگران و هنرمندان که الگوهای جوانان جامعه محسوب می شوند ارزش ها را زیر پا بگذارند و برای آن ها اهمیتی قائل نشوند، این ارزش ها برای جوانان هم کمرنگ می شود. 

به نظر می رسد این گونه بد حجابی و بد پوششی ها که در تضاد با کرامت انسانی است از بین نمی رود مگر به همت و اراده مسئولان؛ لذا مسئولان سینمایی می بایست اقدام در خوری در این زمینه کرده و فکری به حال این شوره زار کنند.
 
به نظر می رسد مسئولان ذیربط یا باید این مراسم را تعطیل کنند یا بر پوشش هنرمندانی که به عنوان الگو به جوانان معرفی می کنند، نظارت کنند.

 همچنین اگر با این دست افراد که با پوشش های مبتذل در این مراسم حضور پیدا می کنند برخورد نشود، نباید به اسلامی بودن این سینما امید وار بود.
بر پایه این گزارش، تصاویر برخی از مراسم فرش قرمزهای سینمای ایران در ذیل می آید:

 * فیلم: جرم
کارگردان: مسعود کیمیایی          تهیه کننده: مسعود کیمیایی          بازیگران: پولاد کیمیایی، حامد بهداد، نیکی کریمی، بهاره رهنما

   
* فیلم:سن پطرزبورگ
کارگردان: بهروز افخمی          تهیه کننده: حمید اعتباریان            بازیگران: پیمان قاسم خانی، محسن طنابنده، امین حیایی، بهاره رهنما
     
* فیلم: عروسک
کارگردان: ابراهیم وحید زداه           تهیه کننده: ابراهیم وحید زداه          بازیگران:حسام نواب صفوی،لیلا اوتادی، بهنوش بختیاری، بهاره رهنما 
   

 

* فیلم:هفت دقیقه تا پاییز
کارگردان: عیرضا امینی    تهیه کننده: سید جمال ساداتیان          بازیگران: هدیه تهرانی،حامد بهداد، محسن طنابنده، لیلا اوتادی 
   
 
* فیلم: محاکمه درخیابان
کارگردان: مسعود کیمیایی   تهیه کننده: مسعود کیمیایی     بازیگران: پولاد کیمیایی، حامد بهداد، نیکی کریمی، شقایق فراهانی، نگار فروزنده 
    
 
* فیلم: آل
کارگردان: بهرام بهرامیان     تهیه کننده: علی معلم         بازیگران: مصطفی زمانی، آنا نعمتی، همایون ارشادی،هنگامه حمیدزاده 
     
* فیلم: خیابان بیست و چهارم کارگردان: سعید اسدی         تهیه کننده: سعید اسدی       بازیگران: نیکی کریمی، بهاره افشاری،مهدی ماهانی، شیلا خداداد
 
    
 

لطفاً نظرتان را در خصوص تصاویر فوق بنویسید حتماً منتشرش خواهیم کرد.

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، پاییز ۸۸ بود که به جماران رفته بودم و آنجا برای نخستین بار حاج عیسی را دیدم؛ بی اغراق بعد دو سال برق چشمانش هنوز در ذهنم مانده است. خیلی وقت بود که پیگیری می‌کردم تا نشانه‌ای از حاج عیسی پیدا کنم و در کنارش بنشینم و او از امام برایم بگوید؛ بعد از آن همه وقت به آرزویم رسیدم.

در طول مسیر غرق در تفکراتم بودم که چگونه با یار امام خمینی (ره) روبرو خواهم شد؛ بعد از ۳ ساعت به منزل حاج عیسی رسیدم؛ من و حاج عیسی و همسرش در خانه‌ای باصفا بودیم و باصفاتر از آن، این بود که توانسته بودم در مقابل پیرمردی زانو بزنم که سال‌ها در محضر خوب خوبان زانو زده بود؛ هنوز هم نور امام در چهره‌اش موج می‌زد.

در ابتدا به حاج عیسی گفتم «آمدم تا از خاطرات امام برایم بگویید»؛ اشک در چشم‌هایش حلقه زد و گفت «راستش وقتی امام خمینی (ره) به رحمت خدا رفتند، حاج احمد آقا به من فرمود که تا چهلم امام بیش‌تر زنده نخواهی ماند و همین‌طور هم شد، من روز چهلم امام خمینی (ره) به شدت بیمار شدم و به کما رفتم؛ اما خدا خواست که زنده بمانم و این مسئولیت بزرگ (نقل خاطرات امام) را بر عهده بگیرم تا انشاءالله و به لطف خدا بتوانم با تعریف این خاطرات، راه امام را به جوانان معرفی کنم».
حاج عیسی درباره سکونتش در قم می‌گوید «دیگر نمی‌توانستم جماران را بدون امام تحمل کنم و از آنجا به قم آمدم».

حاج عیسی جعفری فرزند اسدالله، پیرمردی است که مردم ایران او را به نام خادم امام خمینی (ره) می‌شناسند؛ وی در سال ۱۳۰۶ در روستایی نزدیک قم به نام ابرجس به دنیا آمد. وی قبل از پیروزی انقلاب در قم دکان جگرکی داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اقامت حضرت امام (ره) در جماران، مرحوم حاج احمدآقا در جستجوی فردی مطمئن بود تا بتواند امور دفتر و منزل حضرت امام را به او بسپارد؛ تا اینکه از طریق خواهر حاج عیسی که اقلیم خانم نام داشت و مدت‌ها در نجف خدمتگزار بیت حضرت امام بود، حاج عیسی به این خانواده معرفی شد. این خادم امام با رها کردن منزل و کسب و کار به تهران ‌آمد و از سال ۱۳۶۰ جزو نخستین کسانی ‌شد که به خدمت صادقانه در دفتر حضرت امام ‌پرداخت.

حاج عیسی جعفری که هنوز هم درد دوری از امام در چهره‌اش موج می‌زند، درباره تحمل ایام بعد از رحلت امام خمینی (ره) می‌گوید: وقتی آقای خامنه‌ای به عنوان رهبر انتخاب شدند، ما خیلی آرام شدیم. خدا رحمت کند حاج احمد آقا و خود امام را که خیلی به این مسئله اهمیت می‌دادند. یادم هست روزی آقا به عنوان رئیس جمهور در سازمان ملل سخنرانی کردند. بعد از صحبت‌های ایشان حاج احمد آقا در اتاق امام را باز کرد و آمد بیرون و گفت «حاج عیسی! امام تمام صحبت‌های آقای خامنه‌ای را گوش داد و بعد گفت که ایشان به درد رهبری می‌خورد».

خادم امام خمینی (ره) به شب رحلت امام اشاره کرده و یادآور می‌شود: شبی که امام از دنیا رفتند، به بیمارستان رفتیم؛ پزشکان، بالای سر امام بودند و در حال تقلا برای اینکه کاری انجام دهند. حاج احمد آقا گفتند «این تلاشی که دارید می‌کنید فایده‌ای هم دارد؟» دکترها گفتند «خیر، دیگر تلاش نتیجه‌ای ندارد» حاج احمد آقا گفتند «اگر فایده‌ای ندارد، پس دیگر اینقدر اذیتش نکنید و رهایش کنید تا راحت باشد» و دکترها امام را آزاد گذاشتند و چند لحظه بعد امام عروج کردند و به ملکوت اعلی رفتند.

همان موقع بود که آقای هاشمی گفتند «همین الان اعلام کنیم که امام فوت کردند» اما حاج احمد آقا موافقت نکردند و گفتند «صبر کنید تا زمانش فرا برسد» بعد از آن در همان بیمارستان آقای خامنه‌ای را خواستند و هیئت امنا سریعاً جلسه‌ای را تشکیل دادند و در اتاق دیگری رفتند.

چند دقیقه بعد دیدم که حضرت آقا از اتاق بیرون آمدند و از پذیرش مسئله‌ای طفره می‌رفتند که حاج احمد آقا دنبال ایشان آمدند و با اصرار فراوان از ایشان خواهش کردند؛ ایشان را مجدداً به اتاق بردند و همان جا بود که حاج احمدآقا با تلاش فراوان حضرت آقای خامنه‌ای را راضی کردند که این مسئله را بپذیرند و هیئت امنا نیز به ایشان رأی دادند.

حاج عیسی ادامه می‌دهد: امام به راحتی امام نشد؛ ایشان به واسطه رابطه با خدا امام امت شده است. ایشان ساعت ۲ نیمه شب بیدار می‌شدند و نماز می‌خواندند؛ بعد هم تا نزدیک نماز صبح مشغول قرائت قرآن می‌شدند؛ ایشان به قدری غرق در مناجات و گریه بودند که بسیار عجیب بود؛ البته ما از پشت شیشه می‌دیدیم و آن موقع کسی در اتاق نبود.

خادم امام خمینی (ره) با بیان خاطره‌ای از دیدار مردم با رهبر کبیر انقلاب اسلامی و اشتیاق ایشان برای دیدار می‌گوید: امام بعد از ساعت ۸ صبح و گرفتن گزارش و نامه‌ها، در حیاط قدم می‌زدند و اگر جمعیتی در حسینیه بود، ایشان به ملاقات آنها می‌رفتند و گاهی حسینیه ۲ بار مملو از جمعیت بود؛ یکبار جمعیتی از مشهد و تربت حیدریه آمده بودند و دو بار حسینیه پر شد. بار دوم که امام از حسینیه بیرون می‌آمدند، جمعیتی در سه راهی بیت ایستاده بودند و شعار می‌دادند که ما تا امام را نبینیم از جماران نمی‌رویم.

حضرت امام اتفاقاً صدای آنها را شنیدند و فرمودند «برو بگو اینها بیایند تو حیاط تا من ببینمشان»؛ در سه راهی بیت، آقای بابایی ایستاده بودند، به او گفتم «امام فرمودند که اجازه بدهید اینها داخل بیایند»، گفت «اینها کارت ندارند و نمی‌شود بییند»؛ گفتم «خب شما برای چه اینجا ایستاده‌ای» گفت «برای امام»؛ گفتم «خب خود امام گفته‌اند که اجازه دهید بیایند داخل حیاط» بالاخره با اصرار، نگهبان را راضی کردم و آن جمعیت داخل حیاط شده و با امام دیدار کردند. امام مردم را خیلی دوست داشتند.

وی ادامه می‌دهد: یکبار بعد از دیدار مردم با امام خمینی (ره)، گروهی از این دیدار جا مانده بودند؛ آقای انصاری زنگ زد و گفت «یک گروهی از راه دور با مینی‌بوس به ملاقات امام آمده‌اند، به امام بگو برای دیدار با مردم تشریف می‌آورند؟» موضوع را به امام گفتم و ایشان فرمودند «قبای من را بیاور» قبای ایشان را آوردم؛ جمعیت داخل حیاط ۱۵۰ نفری می‌شد.

از حاج عیسی پرسیدم: «چرا امام دوست نداشتند فرزندان و نوه‌هایش و در یک کلمه اهل بیت‌شان وارد سیاست شوند؟» که نگاهی عمیق به من کرد و چند لحظه‌ای سکوت. سرش را بالا گرفت و گفت «بهتر است در مورد این موضوع صحبت نکنیم». دل پر خونی داشت از آنان که دم از امام می‌زنند و ادعا دارند و گفت «مطمئن باشید خدا نخواهد گذاشت که کسی از اسم امام سوء استفاده کند و مردم نیز به این راحتی‌ها رضا نمی‌دهند؛ آنهایی که در این راه بیایند موفق نخواهند شد و فقط خودشان را خراب می‌کنند و عقب می‌اندازند و دورانی طول می‌کشد که بیایند سرجای اولش و نخواهد شد».

حاج عیسی درباره ملاقات‌های امام خمینی (ره) گفت: من معمولاً اجازه نداشتیم در ملاقات‌های ایشان با شخصیت‌ها حضور پیدا کنم به جز یک بار؛ آن هم وقتی «شوارد نادزه» وزیر امور خارجه شوروی نماینده گورباچوف برای دادن جواب نامه پیش امام آمده بود و ما هم آنجا بودیم.

وقتی امام آمد، شواردنادزه نگاهش که به امام افتاد رنگش سفید شد و نطقش کور شد؛ شروع به خواندن از روی نوشته‌ای که آورده بود، کرد. پس از آن امام فرمودند «این‌ها جواب نامه من نیست که تو می‌گویی» و او دوباره همان صحبت‌های خود را ادامه داد و امام فرمود «لابد متوجه نشده که من برایش چی نوشتم که اینطور جواب می‌دهد» ولی او همچنان ادامه می‌داد و دفعه سوم امام بلند شد و گفت «ما می‌گوییم ما نمی‌میریم، ما زنده هستیم ما از این عالم به عالم دیگری هجرت می‌کنیم و آنجا باید جواب این چند روزه که در این دنیا هستیم را بدهیم و این خیلی مهم است که ما باور کنیم در این عالم موقت هستیم».

خادم امام خمینی (ره) در ادامه با اشاره به خاطراتی از کسانی که روزی دور امام بودند و الان در خط امام نیستند، بیان کرد: اینکه کسی روزی با امام (ره) بوده معیار اینکه امروز در خط امام (ره) باشد، نیست. میرحسین موسوی در آن زمان نخست وزیر بود که وسط کار استعفا داد و آقا نیز به او اعتراض کرد و امام هم قبول نمی‌کرد و همه اینها فقط به خاطر آن بود که شیرازه کشور حفظ شود. برخی کسانی که آن زمان دور امام بودند و حرف امام را می‌شنیدند و امام کمکشان می‌کرد، امروز به راه دیگری رفته‌اند.

وی ادامه می‌د‌هد: من یک مسئله‌ای در مورد آقای منتظری به شما بگویم. یک سال بود که حاج احمد آقا هر هفته به قم می‌رفت. ما خیال می‌کردیم که ایشان در حوزه علمیه قم درس می‌خواند ولی یک روز آمد و خودش را جلوی امام به زمین زد؛ امام (ره) فرمودند «چه شده است؟» و حاج احمد آقا گفت «ناراحتم، دیگر خسته شده‌ام و دیگر نمی‌توانم. دکتر گفته است ۱۰ روز استراحت کن»، امام گفتند «خب برو استراحت کن. بلند شو و برو».

حاج عیسی بیان می‌دارد: بعد از این زنگ زد و گفت آقای منتظری به آنجا آمدند. وقتی اینگونه افراد می­آمدند خدمت امام دیگر ما نمی‌توانستیم داخل برویم. فقط من یک خواهر زاده داشتم که در داخل خانه امام کار می‌کرد. او برایمان تعریف کرد که وقتی آقای منتظری جلوی امام نشست، نامه‌ای را بیرون آورد و خدمت امام داد؛ امام تا نامه را نگاه کردند دو دستی بر سر خودشان زدند و گفتند «ما این همه تقلا کردیم تا کشور را از چنگال آمریکا نجات دهیم، آن وقت شما می‌خواهید دوباره دو دستی کشور را تقدیم آمریکا کنید».

وی می‌افزاید: آنهایی که این کارها را می‌کنند باید بدانند که امروز امام از آنها ناراحت می‌شود؛ اما ما انسان‌ها باید به فکر عاقبت خویش باشیم، ما هیچ وقت فکر نمی‌کردیم عاقبت منتظری این طور شود. حاج احمد آقا یک سال با مأموریت از طرف امام (ره)، قم می‌رفت و منتظری را نصیحت می‌کرد که اینها که دوره‌اش کرده‌اند، آدم‌های خوبی نیستند و باید مواظب عاقبت خویش باشد ولی منتظری گوشش به این نصیحت‌ها شنوا نبود.

خادم امام خمینی (ره) اظهار می‌دارد: در واقع امام خمینی(ره) بسیار به اطراف خود دقیق بود و تمام دنیایی را که امروز می‌گذرد، امام بیست سال پیش، پیش بینی کرده بودند. در خاطر دارم که یک روز امام و حاح احمد آقا با هم در حال قدم زدن بودند، حاج احمد ایستاد و گفت «شوروی ابرقدرته، آمریکا ابرقدرته، چین ابرقدرته.» امام ایستاد و محکم به سینه‌اش زد و گفت ما هم هستیم. حالا امروز همه اقرار کردند که ما هم هستیم و از ما هم واهمه دارند و هر روز هم دارند برایمان یک توطئه و نقشه‌ای می‌چینند. امام تعیین کرده است که جمهوری اسلامی باید باشد و با این رهبری، انشالله این انقلاب به قیام جهانی ملحق می‌شود.

وی می‌افزاید: یک روز آقای ایوبی که در دفتر امام هستند، تماس گرفتند و گفتند ما قند تبرک کرده و آب تبرک کرده می‌خواهیم؛ سه تا استخاره هم نیاز داریم و یک مریض هم داریم که بگویید امام برایش دعا کند. بنده خدمت امام رسیدم و یک پارچ آب بهش دادم، کمی قند را هم تبرک کرد و بعد گفتم سه تا استخاره هم هست، گرفتند و جواب دادند، بعد گفتم آقا یک مریض هم هست دعا کنید برایش. دعا کرد و خودم خجالت کشیدم. گفتم «آقا!» فرمودند «بله»، گفتم «من خیلی مزاحم شما می‌شوم من را ببخشید». نگاهش هنوز در یادم هست، نگاهم کرد و گفت «من اصلاً شما را دوست دارم.» یعنی امام این قدر نسبت به دیگران محبت داشتند.

حاج عیسی در ادامه خاطراتش می‌گوید: دستگاهی توی جیب امام بود و دکترها همیشه شب‌ها می‌رفتند و آن را تنظیم می‌ردند. یک و نیم بعد از نصف شب بود که با دکترها رفتیم خدمت امام؛ هر چه در زدیم امام در را باز نکردند. از اینکه امام در را باز نمی‌کردند، متعجب شدم و به ناچار مجبور شدم، در را باز کنم. داخل رفتم و دیدم امام نیستند، به دکترها خبر دادم گفتم امام نیستند، گفتند مگر می‌شود، گفتم بیاید خودتان ببینید. دکترها هم آمدند دیدند بله ایشان نیستند.

وی افزود: تمام خانه را گشتیم اما امام را پیدا نکردیم، ترسیدیم حاج احمد آقا را خبر کنیم، سکته کنند، می‌خواستیم فرمانده‌هان را خبر کنیم سر و صدا شود. در حیاط خانه می‌چرخیدیم، بعد از نیم ساعت رفتیم دیدیم امام سرجایش در تختش دراز کشیده است و هیچ وقت معلوم نشد، امام در آن مدت کجا رفته بود و چطور رفت و آمد که هیچکس نفهمید و ایشان را ندید. البته این خاطره را یک نفر از اهالی دفتر که خیلی هم ادعا دارند که ما این چنین و آن چنان هستیم به نقل از خودش تعریف کرده است؛ در حالی که آن شب اصلاً کسی آنجا نبود و بعدها نیز خبردار نشدند. من خودم چند وقت پیش در مجلسی این خاطره را تعریف کردم و آنها از زبان من شنیدند و بعد به نام خودشان خاطره را ثبت کردند و در کتاب چاپ کرده و ادعا کردند که ما آن شب آنجا بودیم و دیدیم که امام در اتاق نیست.

حاج عیسی اظهار داشت: ما یک عکاس در بیت داشتیم که به «حاج رضا» معروف بود. من یک روز به او گفتم بیا از من و امام یک عکس بگیر. گفت: آخر چطوری؟ گفتم: شما بیا با دوربینت پشت درخت بایست. امام که از اتاق آمد بیرون تا برود ناهار، من می‌روم کنار امام می‌ایستم و شما از ما عکس بگیر. وقتی امام بیرون آمد، دیدم حاج احمد آقا بغل امام ایستاده است و نقشه من نقش بر آب شد. گردن کج کردم که حاجی جلو نیاید. همان موقع آقا رضا جلو آمد و حاج احمد، آقا رضا را دید، گفت: «اِ، حاج رضا چه وقت خوبی اومدی، بیا یک عکس از من و حاج عیسی و امام بگیر.»


© Copyright 2010 Nehbandan.com , All rights reserved