عمده چیزی که مانع از اصلاح آن اشتباهات شد، دلبستگی ایشان به یک شخص خاصی بود، که هنوز هم برای بنده این یک معمایی است که این چنین آدمی با این فراست با این هوش با این کارآمدی، چطور شیفته یک نفری می شود که از خودش ضعیف تر است و صدها نقطه ضعف در آن قابل رؤیت است. برای بنده هنوز این معما باقی است! اما به هر حال یک واقعیتی است / شاید مقام معظم رهبری برای دوره دوم ریاست ایشان وقتی متوجه شدند که می تواند این فرد (مشایی) یک منشأ خطری شود، خواستند جلو آن را بگیرند؛ نامه ای که نوشتند برای معاون اولی در واقع معنایش همین بود و این برخورد رهبری خیلی چیز عجیبی بود! سابقه ندارد که ایشان مثلا برای یک پستی که وزارت هم نیست – پست وزارت را که مجلس باید رأی اعتماد بدهد – چنین اظهار نظری کرده باشند
نظرصریح آیت الله مصباح یزدی درخصوص حلقه انحرافی و همچنین مواضع فعلی احمدی نژاد
امام خامنه ای(حفظه الله):..ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم..
یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابىطالب و محاصرهى اقتصادى مسلمانها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاههاى بدمحاسبهگر خیال میکنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطى هستیم که ملت ما نشانههاى پیروزى را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیارى از مراحل پیروزى، با سرافرازى دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصرهى اقتصادى میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟ امروز میخواهند در ارادهى مسئولین اختلال ایجاد کنند؟
بسماللهالرّحمنالرّحیم
خداى متعال را سپاسگزاریم که نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، یک بار دیگر فضاى این حسینیه را معطر کرد. یقیناً آگاهى و بیدارى و بصیرت مردم عزیز قم و پاسخى که آنها با همهى وجود خودشان به حوزهى علمیه و به مرجع تقلیدشان دادند، یک حادثهى ماندگار در طول تاریخ است و خواهد ماند.
اگر ما حادثهى نوزدهم دى را مبدأ تاریخ تحولات جدید دنیا بدانیم، شگفتآور نیست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعهى بشرى و این عالم بزرگ، متأثر از قانون تأثیر متقابل است. حوادث بر روى هم تأثیر میگذارد و زنجیرهى حوادث تاریخى، وقایع بزرگ را به وجود مىآورد. اگر اینجور تصویر کنیم صورت مسئله را، که حرکت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال ۵۶ یک جرقهاى بود در فضاى ظلمانىِ عجیبِ خفقانِ آن روز – که شرح اختناقى که آن روز در کشور وجود داشت و همه دنیاى بهاصطلاح طرفدار آزادى، پشتیبان آن خفقان بودند و از حکمرانان و سلطهگران مستبد و دیکتاتور با همهى وجودشان دفاع میکردند، کتابهاى زیادى لازم دارد – در یک چنین فضائى، این خونهاى پاکى که در چهارمردان قم ریخته شد و حرکت عظیم مردم قم را در روز نوزدهم دى پدید آورد، جرقهاى بود که در حقیقت اصابت کرد به انبار و آذوقهى ذخیرهى عظیم ایمانىِ این مردم، و ناگهان فضا را منقلب کرد.
اگر حادثهى نوزده دى قم نمیبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسلهى اربعینها که مردم را به میدان مبارزه کشاند، به وجود نمىآمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، ۲۲ بهمن به وجود نمىآمد، انقلاب اسلامى به پیروزى نمیرسید. انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، چالش با استکبار شروع شد، هیبت استکبار شکست، هیبت آمریکا و صهیونیسم شکست. اگر این شکسته شدن هیبت پوشالى ابرقدرتها – که با هیبتِ خودشان بیش از واقعیت وجود خودشان در دنیاى انسانها تصرف میکنند – مسلمانها را در کشورهاى مختلف به فکر انداخت و بیدار کرد، ایستادگى مردم ایران، مظلومیت ملت ایران در حوادث مختلف، در جنگ تحمیلى، در دوران سختِ توأمان دفاع مقدس و تحریم – اینکه ملت ایران اینجور محکم ایستادند، با ثبات پیش رفتند – ملتها را تکان داد. اگر این ثبات نبود، اگر این ایستادگى نبود، اگر این به چالش کشیدن هیبت دروغین ابرقدرتها نبود، ملتها وارد میدان نمیشدند؛ بیدارى اسلامى به وجود نمىآمد؛ این حوادثى که امروز منطقه را دارد دگرگون میکند و نقش جدیدى میزند، به وجود نمىآمد. حوادث از یک نقطه شروع میشود و زنجیرهوار پیش میرود. اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همهى خیرات و همهى برکات بر آن مترتب میشود.
ایستادگى شرط اول است. ملتها در راهى که شروع میکنند، باید استقامت کنند؛ «فلذلک فادع و استقم کما امرت».(۱) در قرآن کریم، دستور استقامت به نبى مکرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همین است. باید ایستاد، باید ثبات بهخرج داد، باید راه را گم نکرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و بهطور مستمر باید پیش رفت. اگر این شد، پیروزىها پىدرپى پیش خواهد آمد؛ همچنان که براى ملت ایران پیش آمده است.
ملت ایران این تجربهى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى دیگر قرار داده است؛ تجربهى موفقیتِ ناشى از دو عامل بصیرت و صبر. بصیرت یعنى گم نکردن راه، اشتباه نکردن راه، دچار بیراههها و کجراههها نشدن، تأثیر نپذیرفتن از وسوسهى خناسان و اشتباه نکردن کار و هدف. و صبر یعنى ایستادگى. نسلها دست به دست به یکدیگر تحویل میدهند. امروز به حول و قوهى الهى نسل جوانى در کشور ما حضور دارد که دوران انقلاب را ندیده است، دوران جنگ را درست درک نکرده است، اما در عین حال با همان روحیه، با همان احساس، با همان انگیزه، با همان تصمیم قاطع، در میدان ایستاده است؛ این خیلى مهم است، این هنر انقلاب اسلامى است. باید عوامل این ایستادگى و این بصیرت را در میان خودمان تقویت کنیم.
دو چیزِ به هم پیوسته وجود دارد که اینها زنجیرههاى اقتدار ملت را تشکیل میدهد: یکى تصمیم قاطع نظام مقدس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسلیم، ایستادگى کردن در مقابل زیادهخواهى و زورگوئى از سوى ابرقدرتها و از سوى استکبار. نظام اسلامى به مجموع خود، با هویت جمعى خود، بهطور قاطع میداند چه کار میکند و راه را انتخاب کرده است و ایستاده است. این، عامل اول. عامل دوم، حضور هوشمندانه و مصممانهى مردم وفادار. اگر این دو از هم جدا میشدند، اگر مسئولان نظام و مدیران کشور بودند، اما مردم در صحنه نبودند، یقیناً کار پیش نمیرفت. اگر مدیران نظام دچار اختلال میشدند در نیت خود، در تشخیص خود، در فهم خود، در تصمیمگیرى خود در مقابل لشکر متراکم کفر و ضلالت که در مقابلشان صف کشیدهاند، یقیناً این در اختلال نظام تأثیر میگذاشت؛ مردم را هم از صحنه خارج میکرد. این دو عامل با یکدیگر هست، امروز هم هست و انشاءالله در آینده هم خواهد بود. با وجود این دو عامل، هیچکدام از ضربهها و ترفندها و کیدها و توطئههاى دشمن در این ملت اثرى نخواهد گذاشت.
امروز جبههى مقابل ما – که سردمدار آن جبهه هم آمریکا و صهیونیستهایند – به تمام طرقى که میتوانسته است متوسل و متشبث بشود، متشبث شده؛ از تمام راهها که میتوانسته براى مقابلهى با ملت ایران بهرهگیرى کند، بهرهگیرى کرده است، براى اینکه بتواند این دو عامل، یعنى عامل تقویت کنندهى نظام، و عامل ایستادگى مردم در صحنه را تضعیف کند و از بین ببرد. خودشان هم همین را تصریح میکنند؛ میگویند این تحریمهائى که ما بر علیه ایران تصویب و اجرا میکنیم – و با عناد کامل دنبال میکنند – براى این است که مردم را خسته کنیم، مردم از صحنه خارج شوند، مردم به نظام اسلامى پشت کنند. یا این کار صورت بگیرد، یا در ارادهى مسئولین رخنه به وجود بیاید؛ مسئولین در محاسباتِ خودشان تجدیدنظر کنند. تعبیر آنها این است: میگویند میخواهیم مسئولین جمهورى اسلامى احساس کنند که هزینهى تصمیمگیرىهاى آنها بالاست. این یعنى رخنه ایجاد کردن در ارادهى مسئولین کشور. با همهى توانشان، با همهى ترفندهائى که بلدند، دارند این دو کار را دنبال میکنند. یا در مردم ایجاد تردید کنند و مردم را از نظام جدا کنند، یا در مسئولین ایجاد تردید کنند و مسئولین را وادار کنند که در تصمیمهاى خودشان تجدیدنظر کنند. اشتباه کردند؛ هیچکدام را نمیتوانند انجام دهند.
یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابىطالب و محاصرهى اقتصادى مسلمانها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاههاى بدمحاسبهگر خیال میکنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطى هستیم که ملت ما نشانههاى پیروزى را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیارى از مراحل پیروزى، با سرافرازى دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصرهى اقتصادى میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟ امروز میخواهند در ارادهى مسئولین اختلال ایجاد کنند؟ «قل هذه سبیلى ادعوا الى الله على بصیرة انا و من اتّبعنى»؛(۲) این راهى است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهى است که با مجاهدت باز شده است، این راهى است که با خون عزیزترینها هموار شده است. ما از این راه رفتیم، به قلههائى هم دست پیدا کردیم. ما متوقف نمیشویم، انشاءالله پیش میرویم؛ ولى تا امروز هم به قلههاى بسیارى دست پیدا کردهایم. جمهورى اسلامى، امروز کجا، بیست سال و سى سال قبل کجا؟ دشمنان جمهورى اسلامى، هیمنه و باد و بروتِ آن روزشان کجا، ضعف و انکسار امروزشان کجا؟ اینها نشانههائى است که ملت ایران را تشویق میکند. نخیر، در ادامهى راه اسلام – که راه خداست، راه دین است، راه سعادت دنیا و آخرت است – ارادهى مسئولین همچنان مستحکم خواهد ماند؛ مردم هم امروز و در آینده، پاى ثابت این حرکت عظیم خواهند بود.
یکى از جاهائى که مردم میتوانند حضورشان را نشان بدهند، همین انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع کردهاند؛ که شاید کارى کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود. میشنوید دیگر، مىبینید؛ حالا در آن مقدارى که به گوش مردم میرسد، به چشم مردم میرسد، در مطبوعات و در رسانههاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، که مرکز و قرارگاه فرماندهى جبههى کفر و استکبار است، تا این پادوها و ایادى کوچک و پیادهنظامشان که همه جا پخشند – اینجا هم هستند، بیرون هم هستند – همهى تلاششان این است که کارى کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند. من با تجربهاى که از رفتار این مردم دارم، و با اعتمادى که به لطف خداى متعال دارم، پیشبینى میکنم که به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، حضور مردم در این انتخابات، یک حضور دشمنشکن خواهد بود و با این انتخابات، خون تازهاى به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهورى اسلامى دمیده خواهد شد؛ حرکت تازهاى براى او پیش خواهد آمد، نشاط تازهاى پیدا خواهد کرد؛ همچنان که همهى انتخاباتها همین جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.
البته آفتهائى وجود دارد؛ باید سعى کنیم این آفتها پیش نیاید. مردم ما و کشور ما از انتخابات سال ۸۸ بهترین خاطرهها و بدترین خاطرهها را دارند. بهترین خاطرهها حاصل حضور عظیم چهل میلیونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، که دنیا را خیره کرد؛ بدترین خاطرهها مربوط به جرزنىهاى سیاسى یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیهى انتخابات بود. خب، در هر قضیهاى، در هر حادثهاى ممکن است یک عدهاى قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه باید اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معین کرده است. چرا قانونشکنى کنند؟ چرا براى مردم هزینه درست کنند؟ چرا کشور را دشمنشاد کنند؟ چرا برنامههائى را که عفونت تصمیمگیرىها و ترفندهاى دشمن از آن بلند و آشکار است، اجرا کنند؟ قانون، راه معین کرده است. آنجا ما گفتیم، به همه هم گفتیم، همهى اطراف قضیه هم ملزم بودند که بر طبق آنچه که گفته شده است – که مرّ قانون است – عمل کنند. چرا نکردند؟!
آنها کارى از پیش نبردند. و تا این ملت توى صحنهاند، تا این پیوند وجود دارد، هیچ کس در این کشور، در کارهاى خلاف، کارى از پیش نخواهد برد. کارى از پیش نبردند و نمیبرند، اما براى کشور هزینه درست کردند، براى ملت هزینه درست کردند؛ چرا؟ با آن انتخابات باشکوه و پرعظمت، میشد کشور این هزینه را تحمل نکند.
عوامل گوناگونى وجود داشتند. باید این براى ما تجربه باشد، باید درست باشد، باید همه مراقب باشیم. انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ باید به آن احترام گذاشت.
انتخابات باید سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غیر از خصومت است، رقابت غیر از تهمتزنىِ متقابل است؛ اینها را باید همه مواظب باشیم. رقابت این نیست که کسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. رقابت این نیست که کسانى بیایند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ اینها نباید باشد. کسانى که وارد عرصهى انتخابات میشوند، چه از طرف مجریان و مسئولان، چه از طرف کسانى که نامزد میشوند، بایستى به آداب و شروط یک حرکت عمومىِ سالم پایبند باشند، متعهد باشند؛ این لازم است.
مجریان باید تمام سعى خودشان را بکنند که امانتدارى کنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول این سالهاى متمادى – این همه ما انتخابات داشتیم؛ بیش از سى انتخابات در این سى و دو سال – انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضىها ادعا کردند که انتخابات ناسالم است؛ ما فرستادیم تحقیق کردند، تدقیق کردند – هم در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله علیه)، هم بعد از آن – دیدند نه، ممکن است گوشه و کنار تخلفاتى باشد، اما چیزى که انتخابات را ناسالم کرده باشد، نتیجهى انتخابات را تغییر بدهد، مطلقاً اتفاق نیفتاده؛ همانى که مردم انتخاب کردند، در بیرون واقع شده است. باید سعى کنند انتخابات سالم باشد؛ این به عهدهى مجریان است؛ چه مجریان در دولت و وزارت کشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.
باید مراقبت کنند. هیچ چیزى از قانون بالاتر و عزیزتر نیست. در دنیا معروف است، میگویند قانون بد هم از بىقانونى بهتر است. بعید نیست آدم این را قبول داشته باشد؛ چون بىقانونى، هرج و مرج است؛ قانون بد لااقل یک ضابطهاى است؛ خب، انسان اصلاحش میکند. خوشبختانه قوانین انتخاباتى ما قوانین خوبى است؛ ممکن است بعدها کاملتر و بهتر هم بشود.
کسانى هم که وارد عرصهى انتخابات میشوند، باید یک تقیداتى، تعهداتى داشته باشند. این، خطاب به همهى کسانى است که به عنوان نامزد وارد عرصهى انتخابات میشوند، و خطاب به همهى مردم است. مردم عزیزمان در سراسر کشور این رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس کنند، دنبال کنند، دقت کنند. نامزد انتخابات باید با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرتطلبى و جمعکردن پول و مسائل گوناگون و انگیزههاى ناسالم دیگر وارد شود، به کشور خدمت نمیکند. نامزد انتخابات باید با انگیزهى خدمت وارد شود؛ این را باید تشخیص داد، باید فهمید، باید حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند، کار خراب میشود؛ همچنان که امروز در بهاصطلاح دموکراسىهاى دنیا، در آمریکا و غیر آمریکا این رسم هست؛ کمپانىها و پولدارها به نامزد انتخابات در ریاست جمهورى یا در انتخابات کنگره پول میدهند، ولى او در مقابل آنها متعهد است. آن رئیس جمهورى که با پول دستگاههاى گوناگون و مراکز ثروت سر کار بیاید، در مقابل آنها متعهد است. آن نمایندهى مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آنها لازم میدانند، قانون جعل کند، قانون بردارد، توسعه و تضییق در قانون بکند. این نماینده به درد مردم نمیخورد. نه باید به مراکز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طریق اولى به ثروتهاى عمومى. کسى بیاید از پول بیتالمال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. اینها را باید مردم مراقب باشند. البته هر کسى را هم نمیشود متهم کرد. بگوئیم آقا این وابستهى به فلانجاست، این وابستهى به فلان کس است، این فلان پول را خرج کرده؛ باید اینها هم روشن شود، باید ثابت شود.
مردم باید چشمها را باز کنند، ملتفت باشند. خوشبختانه مردم ما بیدارند. افرادى که میتوانند انسان را خاطرجمع کنند، بین انسان و خدا حجت براى انسان درست کنند، انسان به اینها اطمینان کند؛ آنجائى که خودش میتواند تحقیق کند، تحقیق کند. اینها لازم است. باید دقت شود. انشاءالله انتخابات خوبى انجام بگیرد؛ انتخابات پرشور، با حضور مردم. مردم درست بشناسند، درست انتخاب کنند و انشاءالله مجلسى تشکیل شود باب نظام اسلامى. و به لطف الهى انشاءالله همین جور هم خواهد شد.
ما اگر از خدا بخواهیم، وارد بشویم، تک تک ما احساس مسئولیت کنیم، قصدمان این باشد که نظام اسلامى و اسلام و ملت ایران را سربلند کنیم، خوشبخت کنیم، سعادت براى دنیا و آخرتمان فراهم کنیم، راه الهى بسته نیست. ما اگر چنانچه قدم برداریم، خداى متعال راه را باز میکند؛ عمده این است که ما همت کنیم، تصمیم بگیریم، بنا بگذاریم.
من مطمئنم که این انتخابات براى ملتهاى دیگر هم یک نشانهاى است. براى همین هم هست که دستگاههاى خبیث استکبار، از آمریکا و انگلیس و صهیونیستها و دیگران، دارند مرتباً تلاش میکنند که این انتخابات را به یک جورى خراب کنند، مخدوش کنند. کشورهاى دیگر نگاه میکنند ببینند این پیشکسوت انتخاباتى و انقلابى – که ملت ایران است – چه کار خواهد کرد. ملت ایران در این زمینه، جزو پیشکسوتهاست. ملتهاى دیگر نگاه میکنند ببینند انتخابات در ایران به کجا خواهد رسید. استکبار دوست دارد که انتخابات در کشور ما آنچنان بشود که ملتها را مأیوس کند. …(۳) خب، شما دیگر حرف آخر را گفتید! «مرگ بر آمریکا» همان حرف آخر است.
پروردگارا! به محمد و آل محمد، تفضلات خودت، هدایت خودت، رحمت خودت، دستگیرى خودت را شامل حال این ملت عزیز بگردان. پروردگارا! جوانان ما را مورد نظر حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. روزبهروز پیروزىهاى ملت ایران را روزافزون بفرما.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
مرحوم حاج بخشی:می خواستم بروم مجلس بلال بفروشم!؟
انقلاب اسلامی با هویت فرهنگی و دینی و مردمی خود، رویدادهای رسانه ای و چهره های منحصر ب فرد خویش را آفرید. رویدادهای انقلاب با آفرینش لحظات و صحنه های غیر رایج (مثل حضور سیاسی زنان محجبه در صحنه، مبارزه ی مسالمت آمیز مردمی و… )، حرکت بر خلاف مسیر رسانه های قوی، استفاده ز خلل و فرج رسانه های قوی و رساندن پیام خود از دل منازعات رسانه ها و از همه مهم تر استفاده از رسانه های ضعیف به صورت گسترده و مردمی در مقابل رسانه های قوی و خلق رسانه های مردمی توانست پیام خود را در داخل کشور به مردم رسانده و حتی در خارج از مرزها نیز افکار عمومی را مخاطب قرار دهد. این تغییرات نه تنها عرصه ی سیاسی که عرصه ی علمی را نیز در نوردید و طرح انقلاب کاستی (نوارهای کاست اعلامیه امام و اعلامیه ها در مقابل رسانه های فراگیر و قوی مثل صدا و سیما و مطبوعات و سینما). و مکتب مبادله معنا به جای مکتب انتقال پیام را در پی داشت. یکی از این موارد ظهور چهره هایی بود که به دلیل ویژگی های غیر رایج و منحصر به فرد و نیز اقدامات خودشان که مبتنی بر فضای فرهنگی و دینی و مردمی انقلاب سامان می بافت، خود به صورت رسانه عمل کرده و حامل پیام می شدند.
۲. بی شک، یکی از نمونه های آرمانی (ideal type) این افراد، رزمنده ی فرتوت ذبیح الله بخشی بود که به «حاجی بخشی» مشهور شد، پدر دو شهید و برادر یک شهید که شادابی در عین فرتوتی، و حضور در هیئت بسیجی با آن شرایط، تکرار شعارهای انقلابی واداشتن جمعیت به تکرار آن ها، روحیه دادن به رزمندگان و مردم در هیئت انسان انقلاب اسلامی (بسیجی) و ارتباط برقرار کردن با آن ها با شعار و پخش شکلات و بیسکوییت و… که در تهییج رزمندگان حتی در شرایط سخت موثر واقع شد. این روحیه دادن که حتی در شرایط شهادت فرزندش در جبهه با توزیع شکلات ادامه داشت، یا در اقدامی نمادین تلاش برای خاموش کردن ماشین حاوی داماد خود که به وسیله ی دشمن منفجر شده بود با پتو و… آن قدر مهم بود که حتی ارتش عراق برای سر او جایزه تعیین کرد و حتی در سال آخر جنگ تلاش کرد برای مقابله با ایران به بازتولید نمونه هایی از جنس حاجی بخشی اقدام کند که ناموفق ماند.
.jpg)
۳. این رسانه علاوه بر جبهه، در پشت جبهه نیز حامل پیام بود، تلاش برای شکستن فضای دور از جبهه ی شهر، تکرار شعارهای انقلابی در شهر، حاضر کردن بچه های حزب اللهی در سال ۶۴ و ۶۷ در شهر و کلید زدن امر به معروف و مقابله با سلطنت طلبان و وضعیت بد فرهنگی شهر با حضور خود، انجام رویدادهای رسانه ای غیر معمول مثل برگزاری نماز جماعت در میدان ولی عصر (که به دستگیری او و مسعود ده نمکی و خیل کثیری از رزمندگان حتی تیراندازی به آنان از جانب حافظان نظم منتهی شد) و … این فضا را ادامه داد که در سال های بعد از جنگ نیز تدوام داشت.
۴. حاجی بخشی رسانه و نماد نسل جنگ بود که تلاش می کرد تا ضمن گره زدن همه چیز حتی سال های زندگی خود به دفاع مقدس (که به صورت نمونه در پاسخ از سؤال از سنش همیشه آن را ۱۸ سال و ۲ ماه اعلام می کرد که سال های سن پسر شهیدش بود) جنگ را از نوستالژی به مسئله ای عینی و تکلیف آور برای لحظه های امروز انقلاب تداوم دهد. حضور در آیین های انقلابی و راهپیمایی ها، کلید زدن و شرکت در اقدامات انقلابی مثل اعتراض به وزارت خانه ها و صدا و سیما (بخشی چون نماد بسیج و مقاومت به حساب می آمد با حضور خود وزرای وقت کشور و… را به مجوز دادن به تجمعات عدالت خواهانه و اعتراضی و مستقل حزب الله مجبور می کرد و حضور او موجب شکل گرفتن بسیاری از حرکت های انقلابی و حضور مردم و حزب الله می شد) و از همه مهم تر اقدام حاجی بخشی در مقابله با جناح های سیاسی کشور (مخالفت توسلی نماینده ی جناح چپ و اصلاح طلبان با او و درگیری وی با ناطق نوری نماد جناح راست(اصول گرایان) و دستگیری او و تعداد بسیاری از رزمندگان به دستور ناطق نوری نیز ساماندهی تجمعات اعتراضی به عملکرد دولت سازندگی و اصلاحات در زمان تقدیس آن ها از جانب جناح های سیاسی به همراه بعضی از فعالین سیاسی) و کاندیداتوری در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ضمن علم به رد صلاحیت صورت می گرفت، وی در پاسخ به پرسش از چرایی این اقدام گفت: «(کاندیدا شدن را) در آن موقع، تکلیف دانستم. همه حرف می زدند تریبون داشتند جز رزمنده ها و فقرا و… من آمدم خودم را قربانی کنم، کاندیدا شدم به این خاطر که برادرانی که دکترا دارند آن ها بیایند جلو و آن ها تشویق شوند… مجلس کاری نداشتم. می خواستم بروم مجلس بلال بفروشم!؟ می خواست بروم داد بزنم سر این مسئولین، سر کسانی که به این مجلس می روند و از دوش آن ها بالا می روند».

وی با درک ضرورت کار رسانه ای حتی پی گیری گرفتن کانالی از صدا و سیما برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت بود و حتی اعلام آمادگی پرداخت هزینه های ان که با مقابله ی رییس وقت صدا و سیما محمد هاشمی که ما از شما حزب اللهی تریم مواجه شد. او حتی به دنبال ارائه ی پیام ناراضی بودن از وضعیت آشفته ی سیاسی کشور و عدم پی گیری آرمان های امام و رهبری از جانب مسئولین از جناح ها و بخش های مختلف بود و به همین دلیل متعدد تاکید می کرد «به مسئولین بگویید در تشیع جنازه ی من شرکت نکنند».
۵. این رسانه ی انسانی که با مخاطب قرار دادن عموم مردم و لایه های فرودست جامعه به دلیل بی آلایشی و پرهیز از رویه های غلط علی رغم موج تهمت و تخریب و ادعای به آلاف و الوف رسیدن و ساماندهی حرکت های افراطی از جانب ضد انقلاب و رسانه های زنجیره ای و حتی تخریب به وسیله ی صدا و سیما به وسیله ی تمسخر کاندیداتوری وی، توانست با اقشار مختلف اجتماعی حتی بعضی جریان های روشن فکری تماس موفق برقرارند و با این مخاطب محوری پیام خویش را منتقل کند. علاوه بر بچه های جنوب شهر و رزمندگان و مردم عادی و اقشار فرودست که حاجی بخشی را به عناوین نماد مقاومت و ایثار و مردمی بودن انقلاب می دیدند، حتی مرحوم کاوه گلستان خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب و رسانه های بیگانه (که در نهایت به عنوان خبرنگار رویترز جان خود را در حمله ی آمریکا به عراق از دست داد) در مورد او به این مضمون گفت که من این جریان حزب الله را در کشور قبول دارم حاجی بخشی از روی اخلاص و حرف مردم فرودست جامعه را می زند.

۶. مهم ترین ویژگی این رسانه ی مردمی، انسانی بودن آن است. یعنی در این رسانه عنصر انسانی و سبک زندگی او حتی بدون رسانه های فراگیر و قوی به انتقال پیام می انجامد. پیامی که فطرت انسان ها را خطاب قرار می دهد و بیشتر در قالب ارتباطات چهره به چهره و حتی از درون رسانه های ضعیف و قوی به مبادله ی معنامی پردازد. رقت قلب و روح لطیف حاجی بخشی و احساسات پاک او در کنار ان وجهه ی انقلابی سزش ناپذیر، چهره ی دیگری از او می ساخت که چه بسا جا دارد رسانه های فراگیر ما به مطالعه و ترویج آن بپردازند. بی شک، او رسانه ای از جنس خود انقلاب اسلامی بود که مبتنی بر انتقال انسانی و چهره به چهره ی پیام و شعارهای اولیه ی انقلاب شکل می گرفت و مهم ترین کارکرد و پیام آن ایجاد انگیزش کنش انقلابی و دینی در مخاطب، یا حداقل گذاشتن علامت سؤال هایی در ذهن او بود.
* * *
بعد التحریر: پیرمرد را از زمانی که خیلی کوچک بودم در نماز جمعه و راهپیمایی ها خوب یادم هست، با لباس پلنگی و سر بند و سیمینوف، بیسکوییت پخش می کرد و شعار می داد و همه تکرار می کردند. «ما شاء الله حزب الله» بزرگ تر که شدم مستندهای جنگ و روزنامه ها مرا با حاجی بخشی آشناتر کرد؛ و موج تهمت و تخریب های علیه حزب الله و شخص او بیشتر و بیشتر. بعدها هم که وارد فعالیت های انقلابی شدیم، گاهی او و گاهی شیخ مصطفی رهنما میان ما می آمدند و با همان شور جوانی شعار می دادند و ما هم تکرار می کردیم. کاندید شدن او در انتخابات و تلاش تلویزیون برای تمسخر او که به پای ان اشک ریختیم و…همه و همه از او برای ما خاطره ها آفرید. بار ماقبل آخر که او را دیدم سیزدهم آبان بود و بچه ها دستش را بوسیدند و او هم توصیه کرد که درسمان را خوب بخوانم و بار آخر روز قدس ۱۳۸۹ به شوخی گفتم ماشاالله حاجی بخشی و او هم برای ما شعار داد و با خیل کثیری از مردم تکرار کردیم. این چند ماه به مناسبت های مختلفی در ذهنم آمده بود، با بچه ها برویم عیادتش، اما نشد. صبح که پیامک شهادتش رسید، یکه خوردم….. او برای حزب الله هم پدر بود هم رسانه…و حزب الله دوباره یتیم شد
۹شباهت «مشایی» با «مهاجرانی» از نظر داود احمدی نژاد
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری ضمن برشمردن ۹ شباهت اسفندیار رحیم مشایی با عطاءالله مهاجرانی گفت که جریان انحرافی میخواست در یک روز شنبه که روز مقدس یهودیهاست، از امام زمان(عج) پردهبرداری کند.
داود احمدینژاد طی سخنانی با بیان اینکه “موهبت ولایت، انقلاب اسلامیایران را فرامنطقهای کرده است”، اظهار داشت: بیداری اسلامیدر منطقه و همچنین بیداری ملتهای اروپا و حتی مردم آمریکا الهام گرفته از انقلاب اسلامیاست.
وی افزود: قبل از انقلاب اسلامی، تا این اندازه تأثیرگذار نبودیم اما از آن زمان که اراده کردیم پروانه دور شمع ولایت باشیم، به این جایگاه رسیدیم و جمع ما جمع شد و توانستیم چنین تغییر منطقهای و فرامنطقهای ایجاد کنیم.
* آمریکا با همه ساز و برگهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رسانهای در مقابل ایران درمانده شده است
داود احمدیتژاد در ادامه به قانون کاپیتولاسیون در دوران رژیم شاهنشاهی اشاره کرد و با تأکید بر اینکه این قانون ملت ایران را بیقیمت و بیارزش کرده بود، یادآور شد: امام خمینی (ره) آمد و با انقلاب عظیم خود ملت ایران را در دنیا عزیز و با عزت کرد و این ملت الان به جایگاهی رسیده که آمریکا با آن همه ساز و برگهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و با آن همه ابزارهای رسانهای خود امروز در مقابل ملت ایران درمانده شده و فجایع فراوانی آفریده تا بتواند وارد منطقه شود و ایران را محاصره کند و جلوی شعاع وجودی ملت ما را بگیرد چراکه شعاع وجودی ملت ایران روز به روز ملتهای دنیا را از چنگال مستکبران نجات میدهد.
* جایگاه باعزت ملت ایران مدیون «ولایت» است
”آمریکا همه جور ساز و برگ دارد ولی یک چیز ندارد، اما ملت ایران آنرا دارد و به خاطر همان به عزتی رسیده است که ملتهای دنیا امروز متأثر از ملت ایران در مقابل همه حکمرانان جبار خود تا پای جان ایستادهاند؛ این موهبتی که نصیب ملت ایران شده و توانسته این ملت را به آن جایگاه با عزت برساند، ولایت است.”
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری اضافه کرد: برخی گروههای سیاسی نیز که ولایت را مانع تحقق اهداف و خواستههای نامشروع خود میدیدند و در مقابله با نظام و ولایت ابتدا از موضع سیاسی و فرهنگی شروع کردند و سپس وارد فاز نظامیشده و پیاده نظام استکبار شدند، نمیخواهند این عزت و بزرگی ملت ایران را ببینند.
داود احمدینژاد یادآور شد: امام خمینی (ره) فرمودند ملت ایران باید “آقا” باشد و الان که ۳۲ سال از آنروز میگذرد، این ملت ثابت کرده که میتواند آقا باشد و ذلیل نباشد و مستشار آمریکاییها و اروپاییها بر آنها حکومت نکند، البته نباید از شیطان غافل شد، چراکه شیطان ما را رها نکرده و به دنبال آن است که این عزت را از ملت ایران بگیرد.
* جریان انحرافی با “لباس امام زمان(عج)” وارد میدان شده است
وی با اشاره به “جریانهایی که در تمام مقاطع انقلاب اسلامیاز ابتدا تا امروز علیه نظام اسلامیو ولایت و ملت ایران فعالیت کردند”، «جریان انحرافی» را ادامه همین جریانها دانست و تأکید کرد: جریان انحرافی با حربه دیگری آمده است چراکه میداند اگر با همان حربه، شکل و لباس جریانهای گذشته وارد عرصه شود، ملت او را نمیپذیرد که البته نخواهد نپذیرفت، لکن جریان انحرافی با افراد، روشها و شگردهای دیگری وارد میدان شده و با لباس امام زمان (عج) آمده است.
* شباهتها «مشایی» با «مهاجرانی»
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری با تأکید بر اینکه “عطاءالله مهاجرانی یکی از عوامل استکبار است که تا وزارت فرهنگ و ارشاد دولت خاتمیپیش رفت و امروز پناهنده استعمار پیر یعنی انگلیس که درآمدش از حیله و نیرنگ است، شده”، به مقایسه لیدر جریان انحرافی با عطاءالله مهاجرانی و بررسی تشابهات این دو نفر پرداخت و دلیل این مقایسه را اینگونه تشریح کرد که “نیروی انقلابی در مسیر انقلاب باید بصیرت داشته باشد، چراکه تفاوت انسان به عنوان محور عالم با سایر موجودات در بصیرت بوده و این بصیرت است که به انسان قیمت میدهد”.
* جریان انحرافی توسط همان عوامل قبلی استکبار هدایت میشود
داود احمدینژاد هدایت جریان انحرافی را در دست همان عوامل قبلی استکبار دانست و تأکید کرد که جریان انحرافی سابقه نفاق دارد و با توبه تاکتیکی در سیستم نفوذ کرده است.
* برخی اعضای خانواه لیدر جریان انحرافی عضو جریان نفاق بودند
وی در بیان تشابهات لیدر جریان انحرافی با عطاءالله مهاجرانی گفت: خانواده مهاجرانی دل در گرو انقلاب نداشتند، لیدر جریان انحرافی هم برخی اعضای خانوادهاش عضو جریان نفاق بودند و وابستگی به نفاق داشتند.
* لیدر جریان انحرافی مانند مهاجرانی در حوزه فرهنگ و هنر بحرانسازی میکند
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور به بحرانسازیهای عطاءالله مهاجرانی در حوزه فرهنگ و هنر اشاره و تصریح کرد که لیدر جریان انحرافی هم امروز همین کار را میکند.
* مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی هر دو اهل اباحیگری و لیبرالیسم هستند
داود احمدینژاد مهاجرانی را یک لیبرال و اهل اباحیگری خواند و با تأکید بر تشابه لیدر جریان انحرافی با مهاجرانی در این زمینه گفت: جریان انحرافی از نمایشهای مسئلهدار مثل هدی گابلر که یک تئاتر بسیار مبتذل و باعث شرم بود و البته سریعاً تعطیل شد، حمایت میکرد؛ حمل قرآن همراه با دف زدن نمونه دیگری است که اعتراض همه علما را به دنبال داشت.
* عضویت مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی در انجمن حجتیه
“مهاجرانی عضو انجمن حجتیه بود، لیدر جریان انحرافی هم عضو انجمن حجتیه و شاگرد به اصطلاح عالمیاست که شب میخوابد و صبح بیدار میشود و در مخالفت با ولایت فقیه از امام زمان روایت میگوید”.
* سخنان ولایت فقیه را فصلالخطاب میدانند اما خلاف آن عمل میکنند
وی افزود: مهاجرانی سخنان مقام ولایت را فصلالخطاب میدانست ولی درست عکس آن عمل میکرد؛ به عنوان نمونه زمانیکه مقام ولایت رسماً با مذاکره با آمریکا مخالفت کرده بوددند، مهاجرانی در برخی مقالات خود بر مذاکره با آمریکا تأکید میکرد. جریان انحرافی نیز به ظاهر سخنان ولایت را فصلالخطاب میداند ولی در عمل راه دیگری میرود.
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری با بیان اینکه لیدر جریان انحرافی در مقابل آمریکا و رژیم جنایتکار صهیونیستی سر تعظیم فرود میآورد، یادآورد شد: ملت ایران در یک حرکت زیبا در دفاع از مظلومیت فلسطین، مردم دنیا را علیه بازوی استکبار یعنی اسرائیل متحد کرد اما یک عنصر به ظاهر داخلی و در باطن عامل استکبار که با نام جریان انحرافی در کشور قدم میزند، در مقابل اسرائیل سر تعظیم فرود آورد و از مردم اسرائیل دفاع کرد یعنی تعریف کرد اما ولی فقیه به صحنه آمد و در دفاع از دستاورد ملت ایران فرمودند که “یک نفر پیدا میشود درباره مردمیکه در اسرائیل زندگی میکنند، یک اظهارنظر میکند، البته این اظهارنظر، اظهارنظر غلطی است. اینکه گفته شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست، حرف غیرمنطقی است”، بنابراین خواص باید حواس خود را جمع کنند، چراکه جریان انحرافی میخواهد تجمیع جهانی علیه اسرائیل که به وسیله ملت ایران بوجود آمده است را بشکند.
“مهاجرانی مردم اسرائیل را دوست مردم ایران میدانست. آیا واقعاً اینها دوست مردم ایران هستند؟ این دوستی است که دانشمندان هستهای ما را ترور میکنند؟ این دوستی است که صدام حسین را تحریک کردند که آن همه جنایت در این مملکت آفرید؟ این دوستی است که هر روز کشورها را علیه ایران تحریک و ما را تحریم میکنند و هزاران حرف ناصواب میزنند؟ آنها نمیخواهند این مملکت رشد کند و به پلههای ترقی برسد و میخواهند ملت ایران جیرهخوار آنها باشد. حالا جریان انحرافی هم ادعای دوستی با مردم اسرائیل میکند.”
* جریان انحرافی میگوید ما مستقیم به امام زمان (عج) متصل هستیم و نیازی به ولی فقیه نداریم
داود احمدینژاد با اشاره به اینکه همپالگیهای مهاجرانی اعلام میکردند که ولایت فقیه باید وکالتی باشد و باید ۴ سال به ۴ سال مانند نمایدگان مجلس، ولی فقیه را انتخاب کرد، خاطرنشان کرد: لیدر جریان انحرافی اصلاً اصل ولایت را قبول ندارد و ادعا میکند امام زمان (عج) پای سفره ماست و او ما را هدایت میکند؛ یعنی همانطور که خوارج نهروانی در زمان امیرالمؤمنین (عج) میگفتند ما مستقیم از خدا دستور میگیرم و کاری به علی (ع) نداریم، جریان انحرافی هم همین ادعا را دارد که ما مستقیم به امام زمان متصل هستیم و نیازی به ولیفقیه نداریم.
* شباهت مشایی و مهاجرانی در پیشنهاد مذاکره با آمریکا
وی تشابه دیگر عطاءالله مهاجرانی با لیدر جریان مهاجرانی را این دانست که مهاجرانی پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا بر خلاف نظر ولایت فقیه را داد و لیدر جریان انحرافی نیز پیشنهاد ارتباط مستقم با آمریکا را مطرح میکند.
* تشابه مکتب ایرانی با گفتوگوی تمدنها و جمهوری ایرانی
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور خاطرنشان کرد: آنها گفتوگوی تمدنها راه انداختند که در واقع اسلام را کنار بگذارند؛ جریان انحرافی هم نوعی گفتوگوی تمدنها راه انداخته و شخصی به نام »ه.الف» را مأمور کرده و مصوب کرده که ۵۱ میلیارد هم پول در اختیار او قرار دهند تا به کشورهای مختلف سفر کند که برود و بگوید مکتب ما ایرانی است و اسلام نیست؛ سند رسمیاین موضوع هم موجود است.
“آیا ما از مکتب ایرانی به این جایگاه رسیدهایم؟ خیر؛ از اسلام است که ملت ایران به این جایگاه رسیده و نقشه راه ما را حضرت زینب (س) مشخص کرده و از کربلا اقتباس کرده است؛ ما پیرو مکتب کربلا هستیم، نه مکتب ایرانی. ما اگر به این عزت، آگاهی و بزرگی و عظمت دست پیدا کردهایم، مدیون اسلام و مکتب امام صادق (ع) هستیم”.
داود احمدینژاد این را هم اضافه کرد که مهاجرانی شعار جمهوری ایرانی سر میداد، لیدر جریان انحرافی هم مکتب ایرانی را مطرح میکند.
* ارتباط دلالان آمریکا با مهاجرانی و لیدر جریان انحرافی
وی همچنین گفت که به گفته رادیو اسرائیل نوریزاد که دلال آمریکا و استکبار است، از فعالیت مهاجرانی در دولت خاتمیابراز خرسندی میکرد و الان نیز از لیدر جریان انحرافی دفاع میکند؛ هوشنگ امیراحمدی هم که دلال آمریکا و اسرائیل است، هم با مهاجرانی و هم با لیدر جریان انحرافی دائماً در ارتباط است و در همین همایش ایرانیان خارج هم دعوت شد.
* جریان انحرافی ادامه جریانهای معاند گذشته ازجمله فتنه سبز است
تشابه جریان انحرافی با جریانات معاند گذشته ازجمله جریان فتنه ۸۸ بخش دیگر سخنان داود احمدینژاد بود که وی در این زمینه جریان انحرافی را ادامه جریان فتنه سبز دانست و اینگونه ادامه داد که جریانات معاند گذشته، بیشترین و آخرین تلاش خود را در سال ۸۸ یعنی فتنه سبز بهکار گرفتند، لکن هم سردمدارانشان و هم شگردهایشان برملا شدند، لذا باید افراد جدید با شگردهای جدید روانه میدان کنند.
وی با بیان اینکه “حرکتهای امروز جریان انحرافی کمتر از حرکت جریانهای معاند گذشته نیست و در برخی جاها خیلی هم بیشتر است”، تلاش جریان انحرافی برای برگزاری جشن جهانی نوروز در تخت جمشید را مورد اشاره قرار داد و یادآور شد: این جریان برای عید نوروز سال ۹۰ خواست جشنی از نوع جشنهای ۲۵۰۰ ساله راه بیندازند و از ملک عبدالله اردنی که ملت اردن علیه او تظاهرات کرده بودند نیز دعوت کرده بودند.
* چگونه باید جریان انحرافی مقابله کرد؟
“در مقابل جریان انحرافی چه باید کرد؟” رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری این سؤال را مطرح کرد و در ادامه افزود: بزرگترین انقلاب در طول تاریخ بشر توسط موحدان دارد دنیا را فرا میگیرد که هدایت این انقلاب هم با ولایتفقیه یعنی کسی است که خود نمیبیند و فقط خدا را میبیند، لذا باید امروز این درس را به همه بدهیم که برای رسیدن به رستگاری دنیا و آخرت باید از منیت خود در برابر ولایت دست برداریم.
“یک معلمیاز من سؤال کرد که من چگونه مطمئن باشم که اگر در زمان حسین بن علی(ع) بودم، در رکاب ایشان حضور داشتم. به او گفتم اگر امروز در مقابل ولایت فقیه منیت نداشته باشی و پروانه شمعش باشی، باور داشته باش که در رکاب حسین بن علی(ع) بودی و اگر فردا حماسه دوم الهی خلق شود، در رکابش خواهی بود”.
* باید نقش ولایت فقیه را برای نسل جوان تبیین کنیم
داود احمدینژاد با تأکید بر لزوم تبیین و تشریح نقش ولایت فقیه در پیروزی انقلاب، دوران دفاع مقدس و مقابله نظام جمهوری اسلامیبا تهاجمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای نسل جوان، به ماجرای صدور فتوای قتل سلمان رشدی اشاره کرد و یادآور شد:”ماجرای سلمان رشدی ماجرای کوچکی نبود؛ بسیاری از سفرای کشورهای اروپایی و خارجی قهر کردند و رفتند، یعنی همه شمشیر کشیدند، اما با سرپنجه تدبیر ولایت فقیه همه آنها مثل “گربه ماست ریخته” برگشتند؛ یا در جریان دادگاه میکونوس بار دیگر این سفرا قهر کردند و رفتند و ارتباطات قطع شد اما با سرپنجه تدبیر مقام معظم رهبری همه آنها با ذلت برگشتند، همچنین در جریان فتنه سبز، اگر تدابیر ولایت فقیه نبود، معلوم نبود خیانت افرادی که همه استکبار پشت سر آنها بود و زمانی در جایگاه نخستوزیری، ریاست مجلس و ریاست جمهوری این کشور حضور داشتند و بسیاری از اسرار نظام را میدانستند، چه سرنوشتی را رقم میزد. مخالفت مدبرانه مقام معظم رهبری با پیشنهاد برخی افراد برای مذاکره با آمریکا نیز نمونه دیگری از نقش مهم ولایت فقیه است که باید برای نسل جوان تبیین شود، چراکه اگر ما با آمریکا سر یک میز مینشستیم، دیگر برای ملتهای دنیا و آزادیخواهان جهان الگو نبودیم.”
* انتخابات مجلس و برنامههای جریان انحرافی
وی ادامه سخنان خود را به موضوع انتخابات مجلس شورای اسلامیدوره نهم و برنامههای جریان انحرافی برای این انتخابات و کسب صندلیهای مجلس اختصاص داد.
* سازماندهی جریان انحرافی برای ورود افراد بیهویت و بیدین به مجلس با پولهای کلان
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور در این زمینه اظهار داشت: جریان انحرافی با پولهای کلانی که از خزانه ملت برداشته است که یک نمونهاش فساد ۳ هزار میلیاردی بود، میخواهد در انتخابات کسانی را به مجلس بفرستد که دل در گرو انقلاب و ولایت و اسلام نداشته باشند؛ میخواهد افرادی بیهویت، بیدین و بیولایت مثل خود را وارد مجلس کند که برای این کار سازماندهی کرده و پول کلان در اختیار دارد، لذا باید برای مقابله با آنها باید باید دلهای خود را یکی کرده و به هم نزدیک کنیم.
“انقلاب اسلامیبا دلهای ملت ایران پیروز شد، در حالیکه شاه ژاندارم منطقه بود و سیا، موساد و سرویس جاسوسی انگلیس پشت سرش بود. در جنگ همه دنیا علیه ایران بود؛ فرانسه با میراژ، آلمان با بمبهای شیمیای، انلگلیس با رادارها و تجهیزات الکترونیکی، آمریکا با تجهیزات خودش، روسیه با میگ و سایر سلاحهایش، مزدورهای استکبار جهانی هم بودند و شرق و غرب عالم همگی علیه ایران بودند اما ملت ایران با تجهیزات بسیار کم در برابر همه آنها ایستاد و پیروز شد. امروز هم باید در مقابل این هجمه جریان انحرافی که میخواهد انتخابات مجلس را به نفع خود یعنی به نفع استکبار تمام کند، باید دلهای خود را یکی کنیم، در این صورت عنایت حق تعالی شامل حال ما خواهد شد و آن زمان برنده خواهیم بود؛ همانطور که وقتی استکبار با همه تجیهزاتش به کمک صدام آمده بود، عنایت حق تعالی شامل حال ملت ایران شد.”
داود احمدینژاد در پاسخ به سؤلی درباره چگونگی شناسایی و تشخیص مهرهها و کاندیداهای جریان انحرافی در انتخابات مجلس گفت: انشاءالله شورای نگهبان مهرههای جریان انحرافی را شناسایی و رد صلاحیت خواهد کرد اما مردم هم باید دقت خود را بالا برده و افرادی را انتخاب کنند که در صحنه و محیط اجتماعی خود رفتار او را دیدهاند؛ بنابراین اگر به رفتار و اعمالی که کاندیداها در محیط اجتماعی دارند، دقت کنند، به خوبی متوجه میشوند که چند مرده حلاجند؟ مردم باید ببینند آیا کاندیداها در شعار و عمل سادهزیست و ولایتمدار هستند یا خیر؟ مردم همین مقدار دقت کنند، به افرادی رأی میدهند که در مسیر فرهنک و اعتقاد ملت هستند.
* امیدواریم ۸+۷ و جبهه پایداری با یکدیگر وحدت کنند
وی اضافه کرد: از آنجا که گاهی اوقات شناخت کمیسخت میشود، الان دو تیم در صحنه حضور دارند که با کمک آنها میتوانیم به راحتی کاندیداهای اصلح را انتخاب کنیم؛ یکی ۸+۷ به سرپرستی آیتالله مهدویکنی و دیگری جبهه پایداری به سرپرستی آیتالله مصباح یزدی که امیدواریم با یکدیگر وحدت کنند. نا زمانی که ما پشت سر روحانیت بودیم و به لیست مورد تأیید روحانیت رأی دادیم، همیشه مشکل ما حل بود اما از زمانی که مقداری از روحانیت فاصله گرفتیم، هزار مشکل به وجود آمد، البته هیچ کدام از ما معصوم نیستیم و ممکن است در لیست آنها یک نفر باشد که مورد وثوق نباشد، ولی یادمان باشد اگر متفرق رأی دهیم، جریان انحرافی پیروز میشود چراکه آنها تمام عوامل خود را آماده کردهاند که به یک لیست رأی دهند، حالا اکر رأی ما متفرق باشد، جریان انحرافی رأی میآورد.
رئیس اسبق بازرسی ویژه ریاست جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: جریان انحرافی وقتی منشور کوروش را از سفیر انگلیس قرض گرفت، دو قول به او داد که یکی از قولهایش این بود که بخشی از این منشور که در موزه ایران است را به آنها میدهد تا لوح آنها کامل شود اما یکی نیست به او بگوید مگر ارث پدرت است که میبخشی؟ میدانی این تکهای که پیش ماست، چند صد میلیارد قیمت دارد؟ او به چه حقی این قول را میدهد؟
وی همچنین از پول دادن لیدر جریان انحرافی به برخی هنرپیشهها انتقاد کرد و گفت: این جریان هنرپیشههایی را به مکه اعزام میکند که رفتار آنها در مکه به حدی نامناسب است که حتی پلیس عربستان به رفتارهای آنها اعتراض میکند.
* موضع مقام معظم رهبری درباره جریان انحرافی بسیار روشن است
بازرس ویژه اسبق رئیس جمهور درباره موضع مقام معظم رهبری ییرامون جریان انحرافی نیز گفت: موضع مقام معظم رهبری بسیار روشن است؛ که یک نمونه آن واکنش ایشان به اظهارات لیدر جریان انحرافی درباره مردم اسرائیل و نمونه دیگر هم حکم معظمله برای برکناری او از معاون اولی رئیس جمهور بود، البته ایشان در مقاطع دیگری هم موضع گرفتهاند اما این دو موضع ایشان بسیار روشن است.
“ایران مثل آمریکا نیست که با زور سرنیزه اداره شود که برجهای دوقلو منهدم شود و ۶ هزار آمریکایی کشته شوند تا دولتمردان این کشور به هدف خود برسند و یا دیویدیان که یک انتقاد اساسی به دولت آمریکا میکند را با آتش بسوزانند؛ در ایران ملت اختیار داشته و حق انتخاب دارد؛ اینجا بصیرت است که مردم را پیش میبرد، نه زور؛ باید این بصیرت به یک حد نصابی برسد و همه ما وظیفه داریم که این بصیرت را افزایش دهیم؛ آن زمان خود به خود هر میوه گندیدهای میافتد.”
* چرا رئیس جمهور از مشایی حمایت میکند؟
داود احمدینژاد درباره علت حمایت رئیس جمهور از لیدر جریان انحرافی اظهار داشت: خاتمیدر زمان خودش به توصیه رهبری در خصوص مهاجرانی توجه نمیکند و میگوید مهاجرانی همه دولت من است؛ حالا هم ولایت میفرمایند انتخاب او به مصلحت شما و دولتت نیست، اما این طرف میگوید آن فرد چشمه است، زلال است، پاک است، مؤمن است، کارآمد است، قله دست نیافتنی است.
* میخواستند در روز مقدس یهودیها از امام زمان پردهبرداری کنند
وی در بخش پایانی اظهارات خود گفت: لیدر جریان انحرافی یک زمانی گفت امام زمان (عج) قرار است روز شنبه ۱۴ خرداد سال ۹۰ ظهور صغری کنند که همین موارد است که ثابت میکند این جریان، انحرافی است، چرا که در همه روایات ما ظهور صغری نداریم؛ غیبت صغری و کبری داریم اما ظهور کبری و صغری نداریم، لذا این این اتفاق نیفتد چراکه در قاموس شیعه امام زمان (عج) جمعه ظهور میکنند اما جریان انحرافی میخواست روز شنبه که روز موعود و روز مقدس یهودیهاست، از امام زمان (عج) پردهبرداری کنند.
